منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٣
پيامبران پيشين مى باشد و اختصاص به پيامبر اسلام ندارد، ونكته آن همان است كه يادآور شديم كه اشتغال به چنين امور چه بسا جنگ را به نفع دشمن تغيير مى دهد در اين صورت آيه ارتباطى به مسئله «مبادله» اسير ويا پس دادن آن در برابر مبلغى به نام «فداء» كه در سوره «محمّد» وارد شده و بعداً يادآور مى شويم، ندارد زيرا تبديل اسير و پس دادن آن در برابر مبلغى پس از «اثخان» و تحكيم، پس از پايان جنگ انجام مى گيرد و اين نوع عمل از مفاد آيه بيرون است و آيه ناظر به آن نوع دنيا طلبى در اثناء جنگ و پيش از تعيين سرنوشت است كه ممكن است حادثه آفرين باشد، همچنانكه در جنگ «اُحد» حادثه آفريد، و جنگ را به نفع دشمن تغيير داد زيرا در جنگ «اُحد» قبل از تحكيم مواضع با بروز شكست ابتدايى دشمن، مسلمانان به فكر گردآورى غنايم افتادند، ناگهان دشمن با يك حركت دورانى از پشت سر ظاهر شد و شمشير بر آنها كشيد وهفتاد نفر را كشت سپس از معركه بيرون رفت.
٣ـ در اين جا بى پايگى بسيارى از رواياتى كه در كتب اهل سنت در تفسير آيه وارد شده، روشن ميگردد كه ميگويند عتاب متوجه پيامبر و مسلمانان جز عمر بن خطاب و سعد معاذ است كه طرفدار قتل اسراء به جاى فديه گيرى بودند، زيرا همان طور كه يادآور شديم جمله (تريدون) گواه روشنى است كه پيامبر از حريم «عتاب» و توبيخ بيرون مى باشد، اگر عتابى هست متوجه ياران او است. علاوه بر اين مسئله«فديه» از بحث آيه خارج است.
٤ـ شگفت آور اينكه مى گويند توبيخ به خاطر استحلال غنايم پيش از اذن خدا يا به خاطر اخذ فديه در برابر اسيران مى باشد، علّت شگفتى روشن است زيرا شأن پيامبر بالاتر از آن است كه بدون اذن الهى، حكمى را صادر كند و عصمت او در امور مربوط به شريعت مورد پذيرش همه ملل اسلامى است.
آيا صحيح است كه بگوييم خدا پيامبر خود را در توبيخ دنياخواهان شريك قرار داده و فرموده است: