منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦
در طول تاريخ علم كلام، به اين قسمت كمتر توجه شده وافراد انگشت شمارى از آن بهره گرفته اند مانند:
١ـ نويسنده اسلامى، مؤلّف «ميزان الموازين فى أمر الدين» مرحوم نجفعلى تبريزى; وى در اسلامبول مى زيست وكتاب كلامى او در سال ١٢٨٨ در آنجا چاپ شده است; نويسنده در اين كتاب در صفحات ٢٣١ـ ٢٣٤ به گرد آورى قرائن بر صحّت نبوّت پيامبر عاليقدر، پرداخته است.
٢ـ نويسنده مصرى سيّد محمّد رشيد رضا، مؤلّف «المنار»، او در كتاب «الوحى المحمّدى» از اين شيوه بهره گرفته و اساس كتاب او را همين موضوع تشكيل مى دهد وبه خاطر پيمودن اين راه نو، كتاب وى در عصر خود، جلوه خاصى پيدا كرد و از طرف اساتيد وقت نامه هاى تقدير و تشويق به وى نوشته شد از آنجا كه اين بخش از بحث از نظر زمان بندى حوادث، متأخّر از زمان نزول قرآن است به ناچار از تعقيب آن ـ از نظر قرآن ـ صرف نظر كرده وبه توضيح راه سوم كه موضوع گفتار ما را تشكيل مى دهد مى پردازيم.
ب: اخذ ميثاق بر بيان محتواى كتاب: در گذشته يادآور شديم كه خداوند از تمام پيامبران و از امّت هاى آنان ميثاق گرفته است كه به رسالت پيامبر بعدى ايمان بياورند و او را يارى نمايند.
خدا به اين حد وپايه از ميثاق اكتفا نكرده بلكه از اهل كتاب پيمان مؤكّد گرفته است كه كتاب خدا را بر مردم بازگو كنند وچيزى از آن پنهان نسازند چنانكه مى فرمايد:
(وَاِذْ أَخَذَاللّهُ ميثاقَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوُهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ) (آل عمران/١٨٧)
«به ياد آر هنگامى را كه خداوند از اهل كتاب پيمان گرفت كه حتماً آن را (كتاب را) بر مردم آشكار سازند وپنهان نكنند، امّا آنها آن را پشت سر افكندند وبه بهاى كمى مبادله نمودند چه بد كالائى خريدند!».