منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٥
«خدا رحمت خود را بر پيامبر و مهاجران و انصارى كه در لحظات سخت از او پيروى كردند شامل ساخت».
٢ـ يك چنين لحن تند با تكريمى كه خدا از پيامبر در آيات ديگر انجام داده است، سازگار نيست.
٣ـ موضوع سخن در اين دو آيه «اسيرگيرى» است كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) اصلاً چنين قصدى نداشت و حديث ابن عبّاس ناظر به چنين اسير گيرى نيست، توافق پيامبر با ياران خود، بعدها در باره «فديه» بود كه پس از بازگشت از بدر در مدينه انجام گرفت.
٤ـ جاعلان اين نوع احاديث خواسته اند كه افرادى را تجليل كنند ولى غافل از اينكه از مقام نبى گرامى كاسته اند.
قتل اسير پس از استقرار
عاطفه انسانى در باره همنوع خود هرچند فرد «محارب» باشد، ايجاب مى كند كه پس از استقرار و اطمينان كامل از شرّ دشمن، از كشتن او صرف نظر كند.
در اين مورد اسيرگيرى به نفع اسلام و به سود خود اسير هم است زيرا سرانجام اسير يا مبادله مى شود و يا بدون قيد و شرط و يا در برابر مبلغى كه حكم غرامت جنگى را دارد، آزاد مى شود. خِرَدْ و شرع در اين مورد يك حكم بيش ندارد و وحى الهى آن را در آيه اى بيان كرده است چنانكه مى فرمايد:
(فَإِذا لَقيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الوَثاقَ فَإِمّا مَنّاً بَعْدُ وَ إِمّا فِداءً) [١].
«هنگامى كه با كافران (در ميدان نبرد) روبرو شديد ضربات كارى بر گردن آنها وارد كنيد، تا لحظه اى كه استقرار يافتيد وبر آنها پيروز شديد در اين هنگام از كشتن
[١] سوره محمّد، آيه ٤.