منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤
را ذبح كنند.١٠ـ حيوانى كه در مقابل بتها ذبح شود».
اگر قرآن از اكل گوشت اين نوع از حيوانات نهى مى كند به خاطر اين است كه بهره گيرى از آنها در ميان اعراب رواج كامل داشت وبراى ذبح حيوان طرق زير را به كار مى بردند:
الف: حيوان را ميان دو چوب يا ميان دو شاخه درخت سخت مى فشردند تا بميرد و از گوشت آن استفاده كنند (اَلْمُنْخَنِقَةُ).
ب: حيوان را به قدرى مى زدند تا جان بسپارد (اَلمَوقُوذَةُ).
ج: حيوان را از بلندى پرت مى كردند تا بميرد (اَلْمُتَرَدِّيَة).
د: دوحيوان را به جان يكديگر مى انداختند و آن دو حيوان آنقدر به هم شاخ مى زدند كه يا يكى يا هر دو جان مى دادند ! (اَلنَّطيحَةُ).
٨ـ تقسيم با «ازلام»
تقسيم گوشت از طريق «ازلام» يك نوع قمار رايج بود. «ازلام» جمع «زلم» بر وزن «شرف» چوبه هاى تير را مى گفتند كه تقسيم گوشت به وسيله آن انجام مى گرفت و كيفيّت آن به شرح زير بود:
ده نفر شترى را خريدارى كرده و ذبح مى نمودند سپس ده چوبه تير را (كه روى هفت عدد از آنها سهام مختلفى را از يك تا هفت سهم مى نوشتند و روى سه عدد ديگر چيزى نمى نوشتند) در كيسه مخصوصى مى ريختند سپس هر يك از آنها را به نام يكى از آن ده نفر در مى آوردند، هفت نفر از آنها برابر سهمى كه روى آن تيرها نوشته شده بود، نصيب داشت و چيزى در برابر آن نمى پرداخت، ولى آن سه نفرى كه تيرهاى سفيد به نام آنها اصابت مى كرد، هر كدام بهاى يك سوّم حيوان را مى پرداخت بدون اينكه از حيوان سهمى ببرد.
قرآن از تقسيم گوشت به اين شيوه در آيه ياد شده نهى مى كند ومى گويد: