منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٧
(ما كانَ اللّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ)[١].
در بدو نظر دست يابى بر اين نتيجه از دو راه امكان داشت:
١ـ خدا به تك تك افراد با ايمان، الهام كند و مؤمن ها و منافقها را معرفى كند.
٢ـ چنين نبردى جدا ساز; پيش آيد و عملاً دوگروه از يكديگر جدا گردند.
راه نخست بر خلاف سنّت الهى است زيرا مشيّت او بر اين تعلّق گرفته كه فقط گروهى از بندگان زبده خود را بر غيب مسلّط سازد و برآنها وحى كند نه هر فردى; در اين صورت جز راه دوّم راه ديگرى وجود نداشت چنانكه مى فرمايد:
(وَ ما كانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغْيبِ وَ لكِنَّ اللّهُ يَجْتَبي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ) [٢].
«امكان نداشت كه خدا شماها را از غيب آگاه سازد بلكه گروهى از پيامبران خود را بر اين افراد برمى گزيد».
تا اين جا با علل و نتايج قهرى شكست از نظر آيات قرآن آشنا شديم فقط يك مطلب باقى ماند و آن مسئله تقويت روحيه سربازان واقعى اسلام است كه در اين نبرد شكست خوردند و عزيزانى را از دست دادند، تقويتى كه نتيجه آن اين باشد كه خود را نبازند و به اصطلاح از اين شكست ظاهرى، شكست روحى نخورند.
تقويت روحيه ها
شكست و پيروزى دو پديده اجتماعى است كه يك رشته آثار روانى خاصى را به دنبال دارند، پيروزى، ارج و منزلت گروه پيروز را بالا مى برد، و معايب آنها را تحت پوشش خود مستور مى دارد.
[١] سوره آل عمران، آيه ١٧٩.
[٢] سوره آل عمران، آيه ١٧٩.