منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦١
راستگو بود هر دو غذا مى خوردند بنگر چگونه نشانه هاى (عبوديت مسيح) را براى آنان آشكار مى سازيم بنگر چگونه از حق بازداشته مى شوند».
اعتراف وگفتار مسيح
قرآن در باره اعتراف وگفتار حضرت مسيح نسبت به عبوديت وبندگى خود، دو مطلب را يادآور مى شود:
(لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً للّهِ وَ لاَ الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَ مَنْ يَسْتِنْكِفْ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعاً).[١]
«هرگز مسيح وهمچنين فرشتگان مقرّب از اينكه بندگان خدا باشند استنكاف نداشتند هركسى ازعبوديت وبندگى (وپرستش او) كبر ورزد به زودى همه آنها را به سوى خود محشور خواهد كرد».
هيچ انسانى نمى تواند عبادت ونيايش مسيح را انكار كند به طور مسلّم نيايش او براى خود نبود، براى شخص ديگر بود كه خداى او به شمار مى رفت.
امام هشتم (عليه السلام) در بحث خود با «جاثليق» مى گويد: همه چيز مسيح خوب بود، تنها يك عيب داشت وآن اينكه عبادت چندانى نداشت، «جاثليق» به امام اعتراض كرد و گفت اتفاقاً او عابدترين مردم زمان خود بود، امام فوراً مى پرسد او چه كسى را پرستش مى كرد، آيا خود يا غير خود را اولى متصور نيست طبعاً غير از خود را عبادت مى كرد كه بنده او بود.[٢] در اين موقع جاثليق سكوت انتخاب مى كند.
قرآن يادآور مى شود كه در روز رستاخيز،(براى تفهيم ديگران) از حضرت مسيح سؤال وجوابى به شرح زير انجام مى گيرد:
(وَ إِذْ قالَ اللّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ءَأَنْتَ قُلْتَ لِلنّاسِ اتَّخِذُوني وَ أُمِيَّ إِلهَيْنِ مِنْ
[١] سوره نساء، آيه ١٧٢.
[٢] احتجاج طبرسى٢/٤٠٧،ط الأسوه.