منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٤
مى كردند.
٢ـ گروهى به بهانه اينكه خانه هاى آنان حفاظ ندارد، حضور پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مى رسيدند و كسب اجازه مى كردند كه ميدان را براى حفظ خانه هاى خود ترك كنند و آيه ياد شده در زير بيانگر اين دو كار زشت منافقان است:
(وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَئْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَورَة إِنْ يُريدُونَ إِلاّ فِراراً)[١].
«به ياد آوريد موقعى كه گروهى از منافقان گفتند كه اى مردم يثرب اين جا براى شما جاى ماندن نيست به شهر بازگرديد وگروهى از آنان از پيامبر اجازه مى گرفتند ومى گفتند خانه هاى ما بى حِفاظ است، آنان دروغ مى گفتند هدفى جز فرار نداشتند».
پس از ورود رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) به «يثرب»، نام ديرينه آن منسوخ گرديد، وبه جاى آن «مدينة الرسول» برگزيده شد اين گروه پس از پنج سال از هجرت رسول، به جاى «يا أهل المدينه»، «يا أهل يثرب» مى گفتند و از اين طريق مخالفت خود را با مؤمنان واقعى آشكار مى ساختند، تو گويى مى خواستند بگويند، كه نظام جديد را كه منجر به تغيير نام شهر گرديد، به رسميت نمى شناسند.
جمله: (فارجعوا...) بيانگر دعوت ديگران به فرار است.
جمله (يستئذن...) حاكى از بهانه تراشى آنان براى فرار از ميدان نبرد است.
ج: در آستانه بازگشت به شرك
منافقان هيچ گونه پيوندى با اسلام نداشتند و نسبت به آيينى كه به آن تظاهر
[١] سوره احزاب، آيه ١٣.