منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٩
(وَلَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ) (انعام/٨):«اگر فرشته فرو فرستيم (وايمان نياورند) كار انجام مى گيرد، آنگاه مهلت داده نمى شود».
آنگاه قرآن به پاسخ ديگرى در اين مورد اشاره مى كند كه در گذشته نيز به آن اشاره شد وآن اينكه زمامدار جامعه، پيش از آنكه با زبان تعليم مى دهد از طريق كردار مى تواند اسوه و الگو باشد و اين در صورتى محقّق مى شود كه رهبر از نظر عواطف واحساسات، با پيرو يكسان بوده تا بتواند براى او سرمشق باشد امّا اگر رهبر مردم همجنس آنان نباشد، بلكه فاقد غرائز وخواسته هاى درونى آنها گردد، در اين صورت رهبرى عملى تحّق نمى پذيرد وپيرو، به بهانه اين كه رهبر از راز دل پيرو آگاه نيست و از نيازهاى او خبر ندارد، از پذيرش هدايت سرباز مى زند و نتيجه اى به دست نمى آيد، قرآن بر اين حقيقت چنين اشاره مى كند:
(وَلَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً): اگر پيامبر يا كسى را كه همراه او مى فرستاديم فرشته قرار مى داديم، لازم بود براى حفظ هدف بعثت، او را صورتاً وسيرتاً انسان قرار دهيم تا بتواند وظيفه رهبرى را به صورت كامل انجام دهد.