منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٠
دارد;شخصيتى لازم دارد كه چهل سال تمام خود را در كوه «حرا» بر اثر عبادت ونيايش ساخته وروح وروان خود را آن چنان صقالت بخشيده كه آيينه تمام نماى معارف نورانى حق شده است هرگز لب به چنين اعتراض نمى گشودند وبه تصديق وگرايش او برمى خاستند.
٢ـ رسالت از آن بشر نيست
عرب جاهلى بى خبر از تاريخ پيامبران رسالت را از آن فرشته مى دانست وهرگز در عقل او نمى گنجيد كه بشرى مورد لطف الهى قرار گيرد وتعاليم الهى را دريابد ودر اختيار ديگران بگذارد، چنانكه مى فرمايد:
(وَ ما مَنَعَ النّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى إِلاّ أَنْ قالُوا أَبَعَثَ اللّهُ بَشراً رَسُولاً) (اسراء/٩٤).
«چيزى مانع از ايمان مردم نشد آنگاه كه هدايت به سوى آنان آمد، جز اين كه گفتند آيا خداوند از بشر، پيام آورى برانگيخته است!؟».
معترض يا معترضان، از اصلِ «سنخيتِ ميان هادى(رهبر) ومهدى(پيرو)» غفلت كرده وتصوّر مى كردند كه فرشته مى تواند رهبرى انسان را برعهده بگيرد آن هم انسانهاى پايين كه هنوز از نظر كمال روحى دوران كودكى را مى گذرانند.
قرآن در انتقاد از اين نظر در آيه بعدى چنين مى فرمايد:
(قُلْ لَوْ كانَ فِي الأَرضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنّينَ لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولاً) (اسراء/٩٥).
«اگر در روى زمين فرشتگانى (زندگى مى كردند) وبا آرامش گام برمى داشتند، ما از آسمان فرشته اى به عنوان «رسول» براى آنها مى فرستاديم».
يعنى سنخيت رهبر وپيرو يكى از شرايط اساسى تحقق امر رهبرى است زيرا: