منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١١
محاصره كرده و چشمها خيره گرديد و قلبها به گلوگاه ها رسيد، و د رباره خدا، گمانهاى مختلفى اعم از صحيح و باطل مى كرديد».
(هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزالاً شَدِيداً) [١].
«در آنجا مؤمنان آزمايش شدند و سخت لرزيدند».
در اين دو آيه وضع عمومى كليه كسانى كه زير پرچم اسلام اعم از مؤمن واقعى، و يا منافق قرار داشتند بيان شده است و نكات دو آيه كه مجموعاً بيانگر وضع عمومى مسلمانان است به قرار زير است:
١ـ (زاغَتِ الاَْبْصارُ): چشمها به سوى دشمن خيره گرديد.
٢ـ (وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ): دلها از وحشت به گلوگاه رسيد.
٣ـ (وَ تَظُنُّونَ بِاللّهِ الظُّنُونا): در باره خدا گمانهاى گوناگون مى كردند.
گواه بر اينكه اين آيه وضع عمومى مسلمانان را بيان مى كند، اين است كه به جاى لفظ «الظن»، «الظنون» به كار برده است واگر مربوط به گروه خاصى از مؤمن و يا منافق بود، شايسته بود كه صيغه مفرد بياورد، زيرا گروه منافق در باره خدا يك جور مى انديشيد، و درآيات بخش دوّم و سوّم مى خوانيد كه بر ارتش اسلام ظنون گوناگون حاكم بود منافقان وعده الهى را دروغ مى انديشيدند در حالى كه مؤمنان مى گفتند وعده خدا و پيامبر او راست است ودر حقيقت آيه هاى بعدى كه متعرض گمانهاى مختلف مسلمانان مى باشد، بيانگر جمله (و تظنون باللّه الظّنونا)از آيه است.
آيه دوّم معركه «احزاب» را نمايشگاه بزرگ امتحان قلمداد مى كند ويادآور مى شود كه در آن روز جامعه اسلامى در بوته سختى از امتحان قرار گرفت، و همگان از دشوارى آزمون به خود لرزيدند چنانكه مى فرمايد:
[١] سوره احزاب، آيه ١١.