منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٤
گروه ذليلها را (مهاجرانى كه به مدينه پناهنده شده اند) از مدينه اخراج نمايند، بگو عزّت از آن خدا و رسول وى و مؤمنان است، امّا منافقان نمى دانند».
محاصره اقتصادى و ترك داد و ستد، از عواملى است كه نهضت وجنبش اقليت با هدف را خاموش مى سازد، سرمايه داران متنفّذ جامعه كه بيدارى گروهى را به ضرر خود مى داند، از طريق قطع روابط اقتصادى، اقليت فشرده و بهم پيوسته را به زانو در آورده، و آنان را از تعقيب راهى كه در پيش گرفته بودند، باز مى دارند.
انقلابها ورفرمها همواره از يك گروه كوچك و ضعيف و تهيدست آغاز مى گردد، و براى بهم زدن اين دسته، كافى است كه سرمايه داران متنفذ، روابط بازرگانى و اقتصادى و كمكهاى بلاعوض خود را به آنان قطع نمايند و از اين راه يك نوع گرسنگى و فقر وبيچارگى مصنوعى به وجود آورند كه اقليت تهيدست ناچار شوند ازهدف و ايده خود دست بردارند.
رجال شرك و مخالفان توحيد، در آغاز اسلام از اين تاكتيك سياسى به طور زننده اى استفاده نمودند و مسلمانان را با گرسنگى طاقت فرسايى دست به گريبان كرده و آنان را مجبور ساختند كه سه سال تمام در «شعب ابى طالب» با بدبختى و گرسنگى و فقر فوق العاده اى زندگى نمايند.
سران قريش در آغاز بعثت، براى سركوب كردن نهضت نيرومند اسلام، قطعنامه اى به ديوار كعبه زده و در آن هر نوع معامله و داد وستدى را با بنى هاشم ممنوع ساختند، و نتيجه اين تحريم اقتصادى اين شد كه همه مردم از ترس و يا از روى ميل، روابط تجارى اقتصادى حتى معاملات جزئى خود را با خانواده پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)قطع نموده و آنان را در يك بن بست اقتصادى عجيبى قرار دادند شبها، فرياد و صداى كودكان آنها از گرسنگى بلند بود، تا آنكه بر اثر مقاومت اعجاز آساى بنى هاشم، قطعنامه لغو گرديد.
در بسيارى از كشورها كه رهبران آنها با دين و مذهب رابطه حسنه ندارند، و دين را مانعى سرسخت در برابر اغراض خود مى دانند، افراد با ايمان را از يك سلسله