منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٨
پيامبر سخت آشفته شد يقه زره رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)را گرفت، پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در حالى كه آثار خشم در چهره او نمايان بود، فرمود: رها كن واى بر تو، مرا رها كن، عبد اللّه بن ابى گفت: نه به خدا سوگند، رها نمى كنم مگر اينكه در باره دوستان من به نيكى رفتار كنى، اين گروه هشتصد نفرى مرا در حوادث سرخ وسياه يارى كرده اند و من از حوادث بد آينده مى ترسم[١]وشايد روزى به آنان نيازمند شوم».
اصرار رئيس نفاق كه در ميان مسلمانان خزرجى مقامى داشت، سبب شد كه پيامبر در تنبيه يهودان به حداقل اكتفا كند، و قرار شد كه با تحويل سلاح، سرزمين مدينه را ترك گويند، آنان نيز از مدينه به سرزمين «وادى القرى» و از آنجا به «اذرعات» كه جزئى از سرزمين شام بود، كوچ كردند.
قرآن مجيد در آيات يادشده در زير، عمل مرد منافق را مورد نكوهش قرار مى دهد، و از طرح دوستى وتكيه بر يهود ونصارى، مسلمانان را باز مى دارد وكسانى را كه بر كافرانى مثل يهود وغيره تكيه كنند جزء آنان مى داند.آنگاه يادآور مى شود كه برخى ازمدعيان اسلام در ظاهر با مسلمانان همبستگى داشتند، ولى در مقام عمل رفوزه شدند.
آيات وارد شده در اين زمينه راه ورسم زندگى را به مسلمانان كاملاً مى آموزد و موقعيت كسانى را كه هر روز بر وابستگى و دوستى خود با يهود و نصارى مى افزايند، ترسيم مى نمايد:
(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَولِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْض وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لايَهْدِي الْقَوْمَ الظّالِمينَ).[٢]
«اى افراد با ايمان، يهود ونصارى را تكيه گاه ودوست خود قرار ندهيد آنان دوستان يكديگرند هركس از شما آنان راتكيه گاه ودوست خود قرار دهد، از آنها است
[١] انّى امرء اخشى الدوائر اين جمله در آيات قرآن به عنوان حكايت از او نيز وارد شده است چنانكه ملاحظه خواهيد نمود.
[٢] سوره مائده، آيه ٥١.