منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٣
اگر او قاهر است وغير او مغلوب، در اين صورت چگونه مى تواند داراى فرزند باشد، در صورتى كه لازمه داشتن فرزند مماثل قاهر بودن فرزند، بسان پدر است درحالى كه فرض اين است كه او قاهر، وغير او همه مقهور ومملوك وذليل وناتوان اند.
در اين جا نقل قسمت اعظم آياتى كه از طريق دليل وبرهان به ابطال اصل مدعا پرداخته به پايان رسيد وبا توجه به اينكه اين آيات در حالات مختلف بر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)نازل شده وهمگى از انسجام وهماهنگى خاصى برخوردارند، مى توان آن را گواه بر وحى بودن قرآن گرفت چنانكه مى فرمايد:
(وَلَوْكانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثيراً).[١]
«اگر از جانب غير خدا بود در آن اختلاف وناهماهنگى زيادى پيدا مى كردند».
منطق قرآن در توحيد خدا، وپيراستگى از فرزند، وتوالد وتناسل، در مكه ومدينه، در حالت جنگ وصلح، در شدّت ورفاه يكسان است وروشن ترين براهين را كه گاهى مطابق با زبان فطرت است در اين مورد مطرح كرده است.
١٠ـ تقسيم ناروا
فرزندگرايى هر چند «يك نظريه واهى وسست است»،ولى شگفت از تقسيم نارواى آنها است كه موجود ذكور را به خود نسبت داده واناث را كه از آن نفرت داشتند از آن خدا دانسته اند وقرآن به اين تقسيم ناروا اشاره مى كند ومى فرمايد:
(أَفَأَصْفاكُمْْ رَبُّكُمْ بِالْبَنينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِناثاً).[٢]
«آيا پروردگار شما، پسران را براى شما برگزيد وخود از فرشتگان، دختران
[١] سوره نساء، ٨٢.
[٢] سوره اسراء، ٤٠.