منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٩
١٣ـ توطئه براى تفرقه ودو دستگى
وحدت وبرادرى اوس وخزرج مورد رشك يهود قرار گرفت سرانجام مردى به نام «شاس» در صدد افتاد كه اخوت آنان را به عداوت تبديل سازد از اين جهت به يك جوان يهودى مأموريت داد كه وارد جمع آنان گردد وبا يادآورى نبردهاى دو قبيله در دوران جاهليت وبا خواندن اشعارى كه طرفين در هجو يكديگر سروده بودند آتش اختلاف را در ميان آنان روشن سازد.
جامعه عرب مدينه، جامعه كاملاً ساده لوحى بود به حدّى ساده بود كه ديگر فكر نمى كرد، كه هدف اين فرد يهودى با يادآورى جنگهاى «بعاث» وخواندن اشعار طرفين چيست؟
جوان يهودى كه مأمور براى ايجاد اختلاف بود روزى مشاهده كرد كه جوانان عرب در بيرون مسجد پيامبر دور هم گرد آمده اند، فوراً وارد جمع آنها شد و نقش خود را به نحو احسن ايفا كرد وتاريخ خونبار گذشته هر دو قبيله را آنچنان بيان نمود كه جوانان هر دو قبيله دست به قبضه هاى شمشير كردند، و متحدان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)در آستانه نبرد رنگين، قرار گرفتند خبر به پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)رسيد، فوراً خود را به آن نقطه رسانيد وفرمود:«اللّه اللّه أبدعوى الجاهلية وأنا بين أظهركم بعد أن هداكم للإسلام، وأكرمكم به، وقطع به عنكم أمر الجاهلية، واستنقذكم من الكفر وألفّ بين قلوبكم»[١] به خدا پناه ببريد آيا به سوى جاهليت باز مى گرديد؟ ومن در ميان شما هستم خدا شما را به اسلام هدايت كرد، وبه وسيله آن عزيز گردانيد، ورشته جاهليت را بريد وشما را از كفر نجات داد وقلوب شما را متحد ساخت.
سخنان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) بسان سيلى بود كه برچهره افراد از هوش رفته نواخته شد، همگى فهميدند كه كار آن جوان يهودى يك برنامه شيطانى وحيله دشمن بوده، در
[١] سيره ابن هشام، ج١، ص ٥٥٦.