منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٤
است، ايمان پس از نزول وحى است، ولى متعلّق آن، ايمان به اصل كتاب وياايمان به وجود خدا نيست، بلكه متعلّق آن ايمان به چيزى است كه بر او نازل شده است (بِما أُنْزِلَ)وآنچه بر او نازل شده همان اصول و معارف و قصص و سرگذشت و احكام و وظايف است، ويك چنين ايمان، پس از نزول وحى، به پيامبر دست داده است، زيرا ايمان متفرع به علم وآگاهى است، و چون چنين آگاهى بعد از نزول وحى بوده طبعاً ايمان هم پس از آن بوده است.
بنابراين متعلّق ايمان در جمله (وَ لاَ الإيمانُ) با متعلّق ايمان در آيه (آمَنَ الرَّسُولُ) يكى است وآن عبارت است از ايمان (بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ): «آنچه از خدا بر او نازل شده است»; ولى علّت اينكه در آيه مورد بحث ايمان نفى شده و در آيه ديگر اثبات شده است اين است كه در آيه مورد بحث موضوع سخن حال پيامبر پيش از بعثت است و در آيه ديگر موضوع بحث حال او پس از بعثت است.
با توجه به اين قرائن وتوضيحات هر نوع انديشه ناروا در باره پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) نسبت به قبل از بعثت كاملاً منفى است وبزرگان از مفسران اجمال گفتار ما را در كتابهاى خود آورده اند شما مى توانيد به مدارك ياد شده در زير مراجعه فرماييد:[١]
آيه چهارم:(قُلْ لَوْ شاءَ اللّهُ ما تَلَوتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لا أَدْريكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَفَلا تَعْقِلُونَ) (يونس/١٦).
«بگو اگر خدا مى خواست من قرآن را بر شما تلاوت نمى كردم و از آن آگاهتان نمى نمودم من مدّتها در ميان شما پيش از آن زندگى كرده ام، چرا نمى انديشيد؟!».
هدف آيه با توجه به ماقبل آن كاملاً روشن مى گردد، در آيه ماقبل دو پيشنهاد از جانب مشركان مطرح شده واين آيه پاسخ از پيشنهاد نخست آنها است اينك آيه ما
[١] تفسير كشّاف،ج٣، ص٨٨ـ ٨٩; مجمع البيان، ج٥، ص٣٧ ; تفسير رازى، ج٢٧، ص١٩٠; روح البيان، ج٨،ص٣٤٧;روح المعانى، ج٢٥،ص ٥٨ و الميزان، ج١٨، ص٨٠.