منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٣
با پيامبر به اندازه دو كمان يا كمتر از آن بود».
(فَأَوحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى):«آن معلّم به بنده خدا (پيامبر) وحى كرد آنچه را كه وحى كرد».
همان طور كه ملاحظه مى فرماييد جز دو ضمير (علمه، عبده) كه اوّلى به پيامبر، و دوّمى به خدا برمى گردد، مرجع تمام ضماير، «معلّم نيرومند» پيامبر است. كه او را آموزش داد ووحى را آورد. و احتمال دارد ضماير خصوص اين جمله به خدا برگردد يعنى خدا به بنده خود وحى كرد آنچه را كه وحى كرد ولى اين سبب نمى شود كه ضماير ديگر به خدا بازگردد.
با توجّه به اين مطالب بى پايگى گفتار دو نويسنده مسيحى در تفسير آيات كاملاً روشن مى گردد.
١ـ «جان ديون پورت» پس از بيان مسائلى جمله «دنى فتدلى» را چنين معنى مى كند:بالأخره اجازه تقرب به حضور يافت وتا جايى رفت كه به اندازه دو كمان تا عرش خدا بيشتر فاصله نداشت.
بايد براى اين نويسنده دو نكته را تذكر داد:
اوّلاً: آيات سوره نجم از دو بخش تشكيل شده وآيه مورد نظر او مربوط به آغاز نزول وحى است نه معراج، وآيات مربوط به معراج از آيه(وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى) آغاز مى گردد.
ثانياً: ضمير «دنى فتدلى» به فرشته وحى برمى گردد نه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ومقصود اين است كه جبرئيل به پيامبر نزديك شد ودر برابر ديدگان او در آسمان قد برافراشت.
٢ـ نويسنده كتاب «محمّد پيامبرى كه بايد از نو شناخت» مى نويسد:
در آخرين آسمان، پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) به خداوند آن قدر نزديك شد كه صداى قلم خدا را مى شنيد ومى فهميد كه خدا مشغول نگاهدارى حساب افراد مى باشد ولى با اين كه