منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٨
اكنون مى بينم كه افتادگان وضعيفان عرب، به حمايت او برخاسته وبه او ايمان آورده اند، ومحمّد با كمك آنها بر شكستن صفوف قريش قيام نموده است، سران قريش را خوار، خانه هاى آنان را ويران، وبى پناهان آنها را قوى ونيرومند ومصدر كار نموده است سپس گفتار خود را با جمله هاى زير پايان داد:
اى خويشاوندان من، از دوستان وحاميان حزب او (اسلام) گرديد هر كسى پيروى او را نمايد، سعادتمند مى گردد; هرگاه اجل مرا مهلت مى داد، من حوادث روزگار را از او دفع مى نمودم.[١]
ما شك نداريم كه وى در اين آرزو راستگو بوده، زيرا خدمات وجانفشانيهاى ده ساله او، گواه صدق گفتار او است چنانكه گواه صدق، وعده اى است كه وى در آغاز بعثت به محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) داد، زيرا روزى كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)تمام اعمام وخويشاوندان خود را دور خود جمع كرد و آيين اسلام را به آنها معروض داشت، ابوطالب به او گفت: برادر زاده ام قيام كن، تو والا مقامى، حزب تو از گرامى ترين حزبها است تو فرزند مرد بزرگى هستى، هرگاه زبانى تو را آزار دهد، زبانهاى تيزى به دفاع از تو برمى خيزند، و شمشيرهاى برنده اى آنها را مى ربايد به خدا سوگند اعراب، مانند خضوع حيوان نسبت به مادرش، در پيشگاه تو خاضع خواهند شد.[٢]
[١] «كونوا له ولاة، و لحزبه حماة، و اللّه لا يسلك أحد سبيلَه إلاّ رشد، و لايأخذ رشده ولا يأخذ أحد بهداه، إلاّ سعد، و لو كان لنفسي مدّة و في أجلي تأخير لكففت عنه الهزاهز، ولدافعت عنه الدوافع». سيره حلبى، ج١، ص ٣٩٠; تاريخ الخميس، ج١، ص ٣٣٩.
٢ . «اخرج ابن أخي فانّك الرفيع كعباً، و المنيع حزباً و الأعلى أباً و اللّه لا يسلقك لسان الاسلقته السن حداد، و اجتذبته سيوف حداد، و اللّه لتذلن لك العرب ذُلّ البُهم لحاضنها«الطرائف» تأليف سيد بن طاوس، ص ٨٥ نقل از كتاب «غاية السئول في مناقب آل الرسول» نگارش ابراهيم بن على دينورى.