منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٣
ونشان او در كتابهاى آسمانى قيد گرديده است، وبندگان خدا محبت مخصوصى به وى دارند ونبايد در باره كسى كه خدا محبت او را در دلهايى به وديعت گذارده ستم كرد».
واللّه لن يصلوا إليك بجمعهم *** حتّى اوسد في التراب دفينا
فاصدَع بأمرك ما عليك غضاضة *** وابشر بذاك وقرّ منك عيونا
ودعوتني وعلمت انّك ناصحي *** ولقد دعوت وكنت ثمّ أمينا
ولقد علمت انّ دين محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) *** من خير أديان البرية دينا [١]
«برادر زاده ام! هرگز قريش به تو دست نخواهند يافت،و تا آن روزى كه لحد را بستر كنم، ودر ميان خاك بخوابم، دست از يارى تو بر نخواهم داشت، به آنچه مأمورى آشكار كن، از هيچ كس مترس، وبشارت ده، وچشمانى را روشن ساز، مرا به آيين خود خواندى ومى دانم تو، پند ده من هستى، و در دعوت خود امين و درستكارى، حقّا كه كيش «محمّد» از بهترين آيينها است».
أو تؤمنوا بكتاب منزل عجب *** على نبي كموسى أو كذي النون [٢]
«يا اينكه ايمان، به قرآن سراپا شگفتى بياوريد كه بر پيامبرى مانند موسى ويونس نازل گرديده است».
هريك از اين قطعات، قسمت كوچكى از قصائد مفصّل و سراپا نغز ابوطالب است كه ما به عنوان نمونه، برجسته هاى آنها را، كه صريحاً ايمان اورا به كيش برادر زاده اش مى رساند انتخاب نموديم.
خلاصه سخن: هر يك از اين اشعار در اثبات ايمان و اخلاص گوينده آنها كافى است و اگر گوينده اين ابيات يك فرد خارج از محيط اغراض و تعصّبات بود
[١] تاريخ ابن كثير، ج٢، ص ٤٢.
[٢] مستدرك حاكم، ج٢، ص ٦٢٣; مجمع البيان، ج٧، ص٣٧، الحجة/٥٧.