منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٤
ودر آيه ديگر مى فرمايد:
(إِذْ قالَ اللّهُ يا عيسى إِنّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ) (آل عمران/٥٥): «به ياد آر آنگاه كه خدا به عيسى گفت من تو را اخذ مى كنم وبه سوى خود فرا مى خوانم».
البته «توفّى» به معنى «اخذ» و«گرفتن» است واگر در مورد مرگ ومير به كار مى رود براى اين است كه در حال مرگ، روح انسان گرفته مى شود وجسد بى جان او در كره خاك مى ماند وگرنه در معناى لفظ «توفّى» و«وفّى» مرگ و مردن نهفته نيست و لذا گاهى در مورد خواب نيز به كار مى رود، چنانكه مى فرمايد:
(وَ هُوَ الَّذي يَتَوفّيكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمُ بِالنَّهارِ)(انعام/٦٠).
«او است كه شما را به هنگام شب(خواب) مى گيرد و از آنچه كه روز انجام مى دهيد، آگاه است».
بنابراين، لفظ «توفى» گواه بر مرگ عيسى نيست، بلكه بيش از اين نمى رساند كه خداوند او را از توطئه يهود نجات بخشيد و او را از آنها گرفت وبه سوى خود فرا خواند.
لفظ «رفع» در دو مورد اگر گواه بر ترفيع معنوى باشد، گواه بر رفع حسى نيز هست و در نتيجه مسيح از اين كره خاكى به سوى جهان بالا رفت وبراى خود در جهان بالا مكان گزيد.
معراج پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم)
حقيقت معراج پيامبر، جز سير او از مسجدالحرام تا مسجدالأقصى و از آنجا به «سدرة المنتهى» چيزى نيست از بررسى آيات مى توان اين حقايق را به دست آورد:
١ـ اندازه مسافت اين سير ملكوتى.
٢ـ زمان اين سير ومقدار آن.
٣ـ كيفيت معراج، آيا فقط روحانى بوده يا روحانى وجسمانى؟