منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٥
مى كردند، آنچنان بى تفاوت بودند كه اگر سپاه دشمن مجدداً مدينه را محاصره مى كرد و وارد شهر مى شد همين گروه يعنى دار و دسته «عبد اللّه اُبَىّ» به آيين شرك باز مى گشتند و فرياد زنده باد «لات و عزى» را سر مى دادند چنانكه مى فرمايد:
(وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطارِها ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لاتوها وَ ما تَلَبَّثُوا بِها إِلاّ يَسِيراً).[١]
«اگر بار ديگر مردم مدينه، مورد هجوم قرار مى گرفتند و از منافقان خواسته مى شد كه به آيين شرك باز گردند، به سوى آنان كشيده مى شدند و جز اندك زمانى درنگ نمى كردند».
اين آيه به ما تفهيم مى كند كه در نظام اسلامى نمى توان به غير افراد با ايمان، تكيه كرد و هرگز نبايد كارهاى كليدى و سرنوشت ساز را در اختيار آنان گذارد، آنان در اندك زمانى رنگ عوض مى كنند و به چهره هاى مختلف در مى آيند.
د: پيمان شكنى و فقدان احساس مسئوليت
اگر بگوييم قسمتى ازشخصيت انسان را علاقه بر حفظ عهود و مواثيق و احساس مسئوليت تشكيل مى دهد، سخنى به گزاف نگفته ايم. پاى بندى انسان به مسئوليتى كه بر عهده گرفته است نشانه صلابت ذات وآسيب ناپذيرى آن در برابر منافع زودگذر مادى است منافقان درست بر خلاف اين اصل بودند، در جنگ «اُحد» از ميدان فرار كردند، پس از فرو نشستن غبار جنگ نزد پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) تعهد كردند كه ديگر گِرد چنين كار زشتى نروند، ولى متأسفانه در جنگ «احزاب» نيز از اين شيوه بهره گرفتند، با اين تفاوت كه در جنگ «اُحد»، فقط فرار كردند و در نبرد «احزاب» علاوه بر اين، ديگران را نيز بر اين عمل شنيع كه نقطه مقابل كرامت و شرافت انسانى است، دعوت كردند چنانكه مى فرمايد:
[١] سوره احزاب، آيه١٤.