منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨١
او در سير، آيات با عظمت خدا را مشاهده كرد آن هم نه همه آيات بلكه به حكم لفظ «من» در جمله (لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا)بخشى از آيات خدا را مشاهده نمود.
تذكار چند نكته
١ـ در سوره اسراء مسئله معراج پيامبر با لفظ (سبحان الّذي) آغاز شده است ومفاد آن اين است كه خداوند از هر نقص وعيب، عجز وناتوانى پيراسته است، وچون طى اين مسافت (از مسجدالحرام تا مسجد الأقصى) در شرائط آن زمان دريكشب امكان پذير نبود، بلكه به روزها وهفته ها نياز داشت، خداوند با آوردنكلمه «سبحان» در آغاز داستان، خواست از تراوش هر نوع پندار باطل در تحقّق اين سير، جلوگيرى كند، وبيمارى شك وترديد را از طريق پيشگيرى معالجهنمايد.
٢ـ لفظ «اسرى» هرچند بازگو كننده زمان اين سير آفاقى است، واينكه همگى در شب انجام گرفته است، ولى لفظ «ليلاً» به عنوان تأكيد آمده، تا هر نوع شك وابهام را در زمان آن بزدايد، ودر سخنان عرب اين نوع تأكيد فراوان است چنانكه مى گويد:
«سَرى لَيلي وَبِتُّ كَئيباً: شب من سپرى شد وبه حالت غم واندوه شب را پايان رسانيدم».
٣ـ لفظ «عبده» در آيه اسراء ودر آيه سوره نجم به عنوان افتخار بيان شده; زيرا هيچ مقامى بالاتر از اين نيست كه انسان «بنده» حقيقى وراستين خدا باشد ودر حديثى وارد شده است كه امام چهارم وپنجم (عليهما السلام) چنين فرمودند:
«إِلهي كَفاني فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً وَ كَفاني عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً أَنْتَ كَما أُريدُ فَاجْعَلْني كَما تُريدُ»[١].
[١] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج٢٠، ص ٢٥٥.