منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٠
بررسى حديث «ضحضاح»
برخى از نويسندگان مانند بخارى ومسلم، از راويانى چون سفيان بن سعيد ثورى، عبد الملك بن عمير، وعبد العزير بن محمد دراوردى، به پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)چنين نسبت داده اند:
«وجدته في غمرات من النار فأخرجته إلى ضحضاح».
«او (ابوطالب) را در انبوه آتش يافتم، پس وى را به ضحضاح (پاياب) منتقل نمودم».
«لعلّه تنفعه شفاعتي يوم القيامة فيجعل في ضحضاح من النار يبلغ كعبيه يغلى منه دماغه».
«شايد كه شفاعت من به او (ابوطالب) در رستاخيز سودى رساند پس در پايابى از آتش قرار گيرد كه آتش، بر برآمدگى پاهاى وى برسد به طورى كه مغز او به جوش آيد».
گرچه انبوه روايات اسلامى ياد شده ودلائل روشنى كه بيان گرديد، بى پايگى «حديث ضحضاح» را اثبات مى نمايد، لكن به منظور روشن تر شدن مسئله در دو زمينه، به بررسى آن مى پردازيم:
١ـ بى پايگى سند حديث ضحضاح
چنانكه بيان گرديد، راويان حديث ضحضاح عبارتند از:سفيان بن سعيد ثورى، عبدالملك بن عمير، عبد العزيز بن محمد دراوردى كه ما با استناد به سخنان دانشمندان علم رجال ـ از اهل سنت ـ (كه احوال محدّثان را بيان مى نمايند)، وضعيت آنان را مورد تحقيق قرار مى دهيم:
الف: سفيان بن سعيد ثورى
ابوعبد اللّه محمّد بن احمد بن عثمان است كه ذهبى ـ يكى از دانشمندان