منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٢
مقصود از آن به قرينه لفظ (في الأَرض) تحكيم جاى پا و استوارى بخشيدن به وضع خويش در برابر دشمن است.علّت اينكه اين حالت را «غلظت» مى نامند اين است كه وضع انسان از ثبات واستوارى در برابر دشمن، به حالت شيئ غليظ در مى آيد كه در موضع خود مستقر مى گردد يعنى وضع پيامبر بايد به گونه اى باشد كه ديگر تغيير و زوال ونوسان در او راه نيابد، و راسخ و پايدار گردد.
بنابراين معنى لغوى (يُثخن في الأرض) همين است، نه خونريزى زياد و يا اصرار بر كشتن افراد، آرى گاهى تأمين و رسيدن به هدف ايجاب مى كند مسلمانان از اسيرگيرى صرف نظر كنند وتا حصول هدف به خون دشمن احترام نگذارند، امّا پس از استقرار و تحكيم مواضع لازم است بر خون اسيران احترام گذارند، در اين جا تذكر نكاتى لازم است:
١ـ لحن آيه، لحن توبيخ آميزى است ولى هرگز دليل ندارد كه توبيخ متوجه پيامبر است بلكه در خود آيه قرينه اى است كه خطاب متوجه مسلمانان است، چنانكه مى فرمايد:
(تريدون عرض الدّنيا): «شماها خواهان متاع دنيا هستيد»، و اين نوع خطابها از آن مسلمانان است و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در آنها داخل نيست واگر خطاب مشترك بود، پيامبر را بر آن عطف مى كرد و در قرآن نظايرى زياد دارد چنانكه مى فرمايد:
(ما كانَ للنَّبِىِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكينَ وَ لَوْ كانُوا أُوْلى قُرْبى)[١].
«شأن پيامبر وافراد با ايمان نيست كه بر مشركان هرچند بستگان آنان باشد، طلب آمرزش كنند».
٢ـ آيه ناظر به «اسيرگيرى» پيش از تحكيم مواضع است ويادآور مى شود كه بازدارى از اين اسير گيرى پيش از تحكيم مواضع سنّت ديرينه الهى در ميان تمام
[١] سوره توبه، آيه ١١٣.