منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٠
٢ـ مورخ معروف «بلاذرى» در كتاب فتوح البلدان، متن پيمانى را كه پيامبر با يهوديان «مقنا» بسته است آورده ويادآور شده است كه:«متن آن را يك فرد مصرى در پوست سرخ كهنه اى ديده وآن را استنساخ كرده بود، او براى من اين نامه را خواند» آنگاه بلاذرى متن نامه را نقل مى كند ودر پايان نامه چنين آمده است:«براى شما اميرى جز از خود و از اهل بيت رسول خدا نيست وكتب علي بن ابوطالب في سنة تسع» [١] با اين كه از نظر قواعد ادبى بايد ابى طالب نوشته شود (نه ابوطالب)، محقّقان يادآور مى شوند كه قبيله قريش لفظ اب را در تمام حالات با «واو»،«ابو»تلفظ مى كرد و مى نوشت و از ميان ادباء اصمعى بر اين مطلب تصريح كرده است.
پروفسور محمّد حميد اللّه مؤلّف كتاب «الوثاق السياسية» مى گويد:من در سال ١٣٥٨ در مدينه منوّره مشغول تتبّع وبررسى بودم نامه هايى به خطّ امام على(عليه السلام) مشاهده كردم كه در همه آنها چنين آمده بود:«أنا علي بن أبوطالب».[٢]
٣ـ در صلحنامه هايى كه «خالد بن وليد» براى مردم دمشق تنظيم كرده ودر آن خون ومال وكليساهاى آنان را محترم شمرده است چنين آمده است و«كتب سنة ثلاث عشرة: در سال سيزده(هجرى) نوشته شده است»[٣]
همگى مى دانيم كه دمشق در آخرين روزهاى حيات خليفه اوّل، توسط مسلمين فتح شد. گروهى كه مى گويند تاريخ هجرى به امر خليفه دوّم وتصويب اميرمؤمنان رسمى شده است، تاريخ آن را مربوط به سال شانزدهم يا هفدهم هجرت حدس مى زنند، در صورتى كه اين نامه كه چهار سال پيش از آن تنظيم شده به تاريخ هجرى مورّخ مى باشد.
٤ـ تاريخ صلح نامه اى كه امام على (عليه السلام) به املاء پيامبر براى مسيحيان نجران
[١] فتوح البلدان، ص ٧٢، چاپ سال ١٣٨٨ ق.
[٢] مكاتيب الرسول، ص ٢٨٩.
[٣] الأموال، ص ٢٩٧، ط مصر.