منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٤
كه به جز خود، به ديگرى توجه نداشتند.
٢ـ ( وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْريكُمْ) ناظر به نداهاى پيامبر است كه پاسخى به آنها داده نمى شد.
٣ـ (فَأَثابَكُمْ غَمّاً بِغَمّ) ناظر به هجوم اندوه فزون از حد بر گروهى كه معركه نبرد را ترك گفتند.
٤ـ (لِكَيْلا تَحْزَنُوا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا ما أَصابَكُمْ) سنگينى غم و اندوه به قدرى بود كه ديگر اندوهها را به دست فراموشى سپردند، ودر باره اينكه غنايم را از دست دادند، ويا در اين راه زخمى شدند، نمى انديشيدند.
قرآن در آيه بعد پرده را بالا مى زند و از گروهى از صحابه پيامبر چهره خاصى ترسيم مى كند اينك بيان اين قسمت:
در سراشيبى ارتداد
(ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعاساً يَغْشى طائِفَةً مِنْكُمْ وَ طائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاِهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ الأَمْرِ مِنْ شَيْء قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ للّهِ يُخْفُونَ في أَنْفُسِهِمْ ما لا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْكانَ لَنا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا هيهُنا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ في بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ وَ لِيَبْتَلِيَ اللّهُ ما فِي صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ)[١].
«خداوند پس از غم و اندوه(در شب پس از حادثه) خواب آرامش بخشى فرستاد كه گروهى از شماها را فرا گرفت ولى گروهى از شما كه در خواب فرو نرفتند در فكر جان خود بودند، در باره خدا، گمان هاى باطلى بسان گمان هاى دوران جاهليت داشتند، ومى گفتند: آيا چيزى از پيروزى نصيب ما مى شود، بگو پيروزى ها به دست خدا است آنان آنچه را كه در دل پنهان مى دارند براى تو آشكار
[١] سوره آل عمران، آيه ١٥٤.