منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٤
در هر حال اين دو نسبت (كذّاب ومفترى) كاملاً به هم نزديك است هرچند تفاوت مختصرى مى توانند داشته باشند.
٨ـ يا مفترى يا مجنون است; گاهى در نثار تهمت راه احتياط را پيش مى گرفتند وبا رياكارى مى گفتند او يا از روى عمد يك چنين نسبتى را به خدا مى دهد ويا او در اين نسبت عمدى ندارد از روى جنون اين مطالب را مى گويد، آنجا كه مى فرمايد:
(أَفْتَرى عَلَى اللّهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ) (سباء/٨):«آيا بر خدا از روى عمد افترا بسته، يا او جنون دارد!؟».
٩ـ شاعر: (أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ)(طور/٣٠): «بلكه مى گويند او شاعرى است كه در انتظار حوادث مرگزايى براى او هستيم».قرآن در نقد اين تهمت مى فرمايد:
(وَما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغي لَهُ إِنْ هُوَ إِلاّ ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ) (يس/٦٩):«ما به او شعر نياموخته ايم وشايسته او نيست، تعاليم او جز ياد آورى وقرآن كاشف، چيزى نيست».
١٠ـ اضغاث واحلام: افكار آشفته، كه نمى تواند آن را بفهمد چنانكه مى فرمايد:
(بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلام بَلِ افْتَريهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ)(انبيا/٥):«بلكه گفتند كه افكار آشفته است، بلكه به دروغ به خدا نسبت داده بلكه او شاعر است».
«اضغاث» جمع «ضغث» به معنى يك دسته چوب ويا يك بسته سبزى است كه روى هم چيده مى شود و«احلام» جمع «حُلْم» به معنى خوابها است; در اين صورت مقصود خوابهاى مختلط وروى هم چيده شده است كه در فارسى از آن به خوابهاى پراكنده وآشفته تعبير مى كنيم ودر حقيقت، اين جمله كنايه از مفاهيم پيچيده ومشكل وسخت است كه از آن سر در نمى آورند.