منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٤
بيرون نمايند، آنان حيله مىورزند، خدا نيز حيله آنان را بى اثر مى سازد، خدا بهترين چاره جويان است».
تاريخ مى گويد سران شرك در «دار الندوة» گرد هم آمدند وتصميم گرفتند كه در باره پيامبر يكى از اين سه كار را انجام دهند:
١ـ زندانى كنند(ليُثبِتُوكَ) ٢ـ بكشند (يَقْتُلُوكَ) ٣ـ به ميان قبائل شرك تبعيد نمايند(لِيُخْرِجُوكَ).
سرانجام مصمّم شدند كه برنامه دوّم را با گزينش مردان مسلح از قبائل گوناگون ويا تيره هاى مختلف از يك قبيله، اجرا نمايند واو را در خانه شخصى خود به قتل برسانند وچون قتل وى به وسيله افراد قبائل متعدد ريخته مى شد طبعاً مسئوليت قتل او به قبيله ويا تيره مشخصى، متوجه نمى گشت و خون او در ميان اين قبائل پخش وسرانجام لوث مى شد. اين مكر ونقشه مشركان بود; امّا مشيّت الهى بر اين تعلّق گرفت كه پيامبران خود را در لحظات حساس يارى كند، چنانكه مى فرمايد:
(وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلينَ* إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورونَ) (صافات/١٧٢ـ ١٧١).
«اراده ديرينه ما بر اين تعلّق گرفته كه بندگان فرستاده خود را يارى نماييم; البته كه آنان يارى شدگان مى باشند».
از اين جهت وحى الهى، پيامبر خود را از نقشه شوم سران شرك آگاه ساخت و او نيز با يك نقشه بسيار حساب شده از خانه خارج شد وراه جنوب شرقى مكه را (نقطه مقابل مدينه) در پيش گرفت وبه غار معروف «ثور» پناه برد وسه شبانه روز تمام در آن مخفى گاه ماند و احدى جز على (عليه السلام)از جايگاه او آگاه نبود، سپس با وسائلى كه على (عليه السلام)براى حركت او به سوى يثرب فراهم كرده بود، شبانه راه مدينه را در پيش گرفت وبا پيمودن راه در شب، واستراحت در روز خود را به «يثرب» رسانيد.