منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٣
٧ـ مفترى(افتراگر): مقصود اين است كه اين كتاب از آن خود اوست ولى به دروغ آن را به خدا نسبت داده است:
(قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَر بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ) (نحل/١٠١): «مى گويند تو فقط افتراگر هستى، بلكه بيشتر آنان نادانند».
قرآن در مواردى به ردّ اين تهمت مى پردازد ويادآور مى شود كه اگر چنين مى انديشيد كه وى مفترى است، برخيزيد وده سوره از اين سوره هايى كه به عقيده شما به دروغ به خدا نسبت داده است، بياوريد، چنانكه مى فرمايد:
(أَمْ يَقُولُونَ افْتَريهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَر مِثْلِهِ مُفْتَرَيات)(هود/١٣):«اگر مى گويند كه پيامبر افترا به خدا بسته است، بگو ده سوره مانند سوره هاى قرآن را بياوريد».
آنان در نثار كردن اين تهمت ها موضع واحدى نداشتند وهر گروهى به شكلى آن را توجيه مى كرد.
گاهى مى گفتند:كتاب از آن خود اوست فقط گروهى او را يارى كرده اند; چنانكه مى فرمايد:
(وَقالَ الَّذينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاّ إِفْكٌ افْتَريهُ وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرونَ فَقَدْ جاءُوا ظُلْماً وَ زُوراً) (فرقان/٤).
«كافران گفتند قرآن جز دروغى بسته شده به خدا چيزى نيست وگروهى او را در تدوين آن كمك كرده اند; به حق گفتار ظالمانه و ناحقّى زده اند».
گاهى ديگر مى گفتند كه اين آيات همان افسانه هاى پيشينيان است كه وى آنها را نوشته وبر او صبح وعصر املا مى شود چنانكه مى فرمايد:
(وَقالُوا أَساطِيرُ الأَوَّلينَ اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلاً) (فرقان/٥):«وگفتند اسطوره هاى گذشتگان است كه آنها را نوشته وبر او صبح وعصر املا مى شود».