منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٤
عظمت وسرشناس بودن اقوام وبستگان پيامبر، وامانت ودرستكارى امين قريش، و كرامتهايى كه غلام خديجه از او در سفر شام ديده و براى خديجه نقل كرده بود، سبب شد كه پيوند ازدواج ميان پيامبر ودختر خويلد، برقرار گردد و از اين طريق، «امين» از فقر وتهى دستى نجات يابد و آيه (وَ وَجَدَكَ عائِلاً فَأَغْنى) عينيّت پذيرد.
در اين جا سه رويداد تاريخى مربوط به زندگى پيامبر پيش از بعثت، پايان پذيرفت.
نامهاى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در قرآن
قرآن در حالى كه او را غالباً با القاب «النبى» و«الرسول» ياد مى كند، گاهى نيز لفظ «عبده» (بنده خدا) را در باره او به كار مى برد و مى فرمايد:
(فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوحى) (نجم/١٠): «پس به بنده خود وحى كرد آنچه را كه وحى كرد».
ولى در سوره هاى آل عمران و احزاب و محمّد و فتح او را «محمّد» ناميده ودر سوره صف او را «احمد» مى خواند و از اين طريق او را از پيامبرانى معرفى مى كند كه در قرآن داراى اسامى متعددى مى باشند.[١]
اينك با متن اين آيات آشنا شويم:
١ـ (وَما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ) (آل عمران/١٤٤): «محمّد پيام آورى بيش نيست كه پيش از او نيز پيام آورانى بودند».
٢ـ (ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَد مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُول اللّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيّينَ) (احزاب/٤٠): «محمّد پدر هيچكدام از مردان شما نيست، او پيام آور خدا وخاتم
[١] مانند يعقوب، كه نام ديگر او اسرائيل; ويا يونس كه نام دوّم او «ذو النون» يا عيسى كه مسيح نيز ناميده مى شود، و همچنين «يوشع» كه اسم ديگرش «ذوالكفل» است.