منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٩
درون شهر و دفاع از برجها و پشت بامها، كارى از پيش مى برد، در اين نبرد ده هزار عرب رزمنده مجهز به آخرين سلاح روز، و در برابر گروهى قرار گرفته بود كه از نظر شمار، كمتر از يك سوم آنها بودند و از نظر سلاح نظامى به پايه آنها نمى رسيدند.
در اينجا تاكتيك يك افسر كار آزموده ايرانى به نام «سلمان» گره صيانت مدينه را گشود، و از پيشرفت دشمن به درون شهر و خونريزى در داخل آن جلوگيرى كرد و آن، نقشه كندن خندق در قسمت هاى آسيب پذير مدينه بود، زيرا بخشى از مدينه به وسيله كوه يا باغها، حفاظ طبيعى داشت، و دشمن نمى توانست از آن طريق به درون شهر نفوذ كند، ولى قسمت هاى ديگر آن به زمينهاى موات (بايرى) منتهى مى شد كه تهاجم از آن طريق كاملاً امكان پذير بود و روى يك محاسبه تقريبى كه ما در كتاب «فروغ ابديّت» انجام داده ايم مسلمانان به دستور پيامبر در نقاط آسيب پذير شهر خندقى به طول پنج كيلومتر و نيم و به پهنا و ژرفاى پنج متر حفر كردند و در طول آن، به فاصله هاى خاصى سنگرهايى ساختند كه در صورت قصد نفوذ، با پرتاب تير و سنگ، از عبور دشمن ممانعت كنند.
وقتى سپاه دشمن در مقابل اين تاكتيك قرار گرفت، همگى زبان به تحسين گشودند و گفتند، اين تاكتيك نظامى، از آن عرب نيست، بلكه يك فرد ايرانى نقشه آن را ريخته و محمّد آن را اجرا كرده است.
آيات مربوط به جنگ احزاب
مجموع آياتى كه در سوره «احزاب» درباره جنگ خندق و پس از آن غزوه «بنى قريظه» وارد شده است، از هيجده آيه ـ كه از آيه نهم سوره احزاب شروع مى شود ودر آيه بيست وهفتم پايان مى پذيردـ بيش نيست، دو آيه اخير آن مربوط به «بنى قريظه» است كه تفسير آن در بخش «جدال» پيامبر با اهل كتاب گذشته است در اينجا، مجموع آيات مربوط به جنگ «احزاب» كه شانزده آيه مى باشد مورد تفسير قرار مى گيرند اين آيات شانزده گانه را مى توان بر سه بخش تقسيم كرد: