منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٩
(وَ إِلهُنا وَ إِلهُكُمْ واحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ).
در آيات بعدى يك نوع جدال علمى ونِقاش فكرى ديگرى انجام گرفته، وبر صدق گفتار پيامبر كه مدّعى بود اين قرآن وحى است و نتيجه تراوش فكرى او نيست با آيه ياد شده در زير، استدلال انجام گرفته است:
(وَما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتاب وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمينِكَ إِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُونَ) (عنكبوت/٤٨).
«تو هرگز پيش از اين، كتابى را نمى خواندى و با دست خود چيزى نمى نوشتى، مبادا كسانى كه در صدد ابطال سخنان تو هستند در آن ترديد كنند».
مضمون آيه گواه بر صدق گفتار پيامبر است زيرا فردى كه در تمام عمر نه كتابى خوانده، نه چيزى نوشته ناگهان كتابى بياورد كه جهانيان در برابر آن عاجز وناتوان گردند، طبعاً دعوت كتاب او مربوط به خود او نبوده ونتيجه تراوش فكر او نخواهد بود.
جدالى استوار درباره تغيير قبله
در سوره بقره ضمن آيات دهگانه «١٤٢ ـ ١٥١» جدالى علمى ومستدل وبه روش نيكوتر انجام گرفته كه در نوع خود ممتاز، واز مناقشات نخستين جامعه يهود مدينه با پيامبر است و از نظر زمان بندى مى توان آن را هفدمين ماه از ماههاى «هجرت» پيامبر دانست مسلمانان تا مدّتى حوادث را با گذشت چند ماه از هجرت، تاريخ گذارى مى كردند وبعدها سال هجرى، جايگزين آن شد.
پيامبر گراميصلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم سيزده سال تمام در مكه، وهفده ماه در مدينه به سمت «بيت المقدس» نماز گزارد، ولى بعداً به علّتى كه يادآور مى شويم، مأموريت يافت از آن زمان به بعد، رو به كعبه ويا مسجدالحرام نماز بگزارد، ودر اين مورد، يهودان مدينه ـ چه پيش از تغيير قبله وچه بعد از آن ـ جنجال آفريدند. زيرا آنگاه كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به