منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٨
ترك گفتند و ديگران را نيز از حضور در ميدان جنگ باز مى داشتند.
وحى الهى ياد آور مى شود كه خدا از كارشكنيهاى آنان و اينكه ديگران را برفرار از جنگ و يا عدم حضور در جبهه تشويق مى كنند كاملاً آگاه است چنان كه مى فرمايد:
(قَدْ يَعْلَمُ اللّهُ الْمُعَوِّقينَ مِنْكُمْ وَالْقائِلينَ لإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا وَلا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلاّ قَلِيلاً) [١].
«خداوند از افراد باز دارنده شما وكسانى كه به برادران خود مى گويند نزد ما بياييد (وبه ميدان نبرد نرويد) آگاه است اين گروه سراغ جهاد نمى روند مگر كم (آن هم براى جا زدن خود در صفوف مسلمانان)».
در اين جا قرآن براى «منافقان» افرادى را به عنوان «اخوان» و برادران معرفى مى كند آيا مقصود افراد با ايمان است كه از نظر ظاهر برادران آنها بودند و يا مقصود همفكران و يا هم قماشانشان است همچنانكه قرآن اسرافگران را اخوان شياطين خوانده است و مى فرمايد:
(إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطين):«تبذيرگران برادران شيطانها هستند»[٢].
ح: ترس از جهاد و مرگ
در جهان بينى منافقان، زندگى انسان در چهارچوبه دنيوى خلاصه مى شود ومرگ با فنا و نابودى انسان برابر است، هيچ انسان زنده اى خصوصاً عاقل و خردمند خواهان فناى خود نمى باشد.در حالى كه در جهان بينى انسان الهى، مرگ انتقال از خانه اى به خانه ديگر و در شرايطى بهتر و يا بدتر از حيات دنيوى است.
[١] سوره احزاب، آيه ١٨.
[٢] سوره اسراء، آيه ٢٧.