منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٦
اطلاع داشتند ومى دانستند كه وى داراى عصا ويد بيضا بود، عصاى وى در ميدان نبرد با ساحران به صورت افعى در مى آمد وسحر ساحران را مى بلعيد او دست خود را در مواقع اعجاز در گريبان فرو مى برد، وقتى بيرون مى آورد، روشن ودرخشان بود. عرب جاهلى به پيامبر اعتراض مى كردند كه چرا معجزه اى بسان معجزه موسى ندارد چنانكه نقل مى كند:
(فَلَمّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَولا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى) (قصص/٤٨):«چرا به او چيزى كه به موسى داده شد، داده نشده است».[١]
قرآن در پاسخ اين اعتراض دو مطلب را يادآور مى شود: يكى اين كه اين نوع اعتراضها جدّى وحقيقى نيست، بلكه بهانه گيرى است واگر پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)معجزه موسى را نيز داشت، باز ايمان نمى آوردند به دليل اين كه مردم مصر با ديدن همان معجزه ها به او ايمان نياوردند، بلكه هر دو (موسى وهارون) را به «سحر» و«ساحرى» متهم كردند وشما مردم عصر جاهلى حجاز با مردم مصر تفاوتى نداريد واز يك قماش وبه اصطلاح سر وته يك كرباس هستيد، انگيزه واقع بينى وهدايت يابى در شماها نيست آنجا كه مى فرمايد:
(أَوَ لَمْ يَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى مِنْ قَبْلُ قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا وَ قالُوا إِنّا بِكُل كافِرُونَ) (قصص/٤٨).
«آيا اين مردم از اين پيش به موسى هم كافر نشدند و گفتند: موسى وهارون هر دو ساحرند ودست به دست هم داده اند، ما به هر دو كافريم(ونبوت آنان را پذيرا نيستيم)».
ديگر اين كه: چه معجزه اى بالاتر از قرآن؟ اگر شما آن را نمى پذيريد، برخيزيد بهتر از آن، وبهتر از تورات را بياوريد چنانكه مى فرمايد:
[١] همين اعتراض نيز در سوره انعام آيه ٣٧ نيز وارد شده است آنجا كه مى فرمايد:(وَقالُوا لَولا نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قادِرٌ عَلى أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ).