منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٤
(لَوْلا كِتابٌ مِنَ اللّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ) [١].
«اگر سنّتى از خداوند در اين مورد نبود (كه بدون بيان حكمى كسى را عذاب نكند) مجازات بزرگ به خاطر «اسيرگيرى» به شما مى رسيد».
اين نوع خطاب با اين لحن، متناسب با مقام رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) نيست وخدا در باره پيامبر مى فرمايد:
(وَ ما كانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ) [٢].
«خدا هرگز آنان را تا تو در ميان آنان هستى عذاب نمى كند».
پيامبرى كه از نظر وحى الهى مانع از نزول عذاب به آنان مى باشد نمى تواند عمل او مقتضى عذاب گردد.
فشار بحث در آيه دوّم كه لحن آن بسيار تندتر از آيه نخست است در باره «اسيرگيرى» است و فعل «أخذتم» ناظر به اين قسمت مى باشد و پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)در اين مورد با ياران خود همراهى نكرده بود.
توافق پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) با آنان در مسئله «فداء» بعدها بود يعنى پس از بازگشت از سرزمين بدر به مدينه انجام گرفت، بنابر اين براى پى بردن به بى پايگى برخى از احاديثى كه در كتب تفسير اهل سنّت وارد شده است لازم است مطالبى مورد دقّت قرار گيرد:
١ـ خطاب در هر دو آيه متوجه ياران پيامبر است نه خود او واگر خود او مشمول اين حكم بود لازم بود كه با لفظى تفهيم شود مانند:
(لَقَدْ تابَ اللّهُ عَلَى النَّبِىِّ وَ الْمُهاجِرينَ وَالأَنْصارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ في ساعَةِ العُسْرَةِ) [٣].
[١] سوره انفال، آيه ٦٨.
[٢] سوره انفال، آيه ٣٣.
[٣] سوره توبه، آيه ١١٧.