منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٣
هم گسست و ترس و رعب همه را فرا گرفت، چاره اى جز اين نداشتند كه سراسيمه به اين طرف وآن طرف بدوند تا گريزگاهى پيدا كنند، در اين شرايط گروه عظيمى با رفتن بالاى كوه، خود را از معركه نجات دادند، در حالى كه گروهى ديگر در همان لحظه، به وسيله شمشير دشمن درو شدند، و حلقه محاصره پيامبر هر لحظه تنگتر مى شد و خطر جانى او را تهديد مى كرد، و جز تعداد انگشت شمارى كه از جان او دفاع مى كردند، همگى در حال فرار و يا به فكر جان خويش بودند و هرچه پيامبر آنان را صدا مى كرد ومى گفت: «إِليّ عباد اللّه إِليّ عباد اللّه فانّي رسول اللّه» «به سوى من اى بندگان خدا، به سوى من اى بندگان خدا، من پيامبر خدا هستم» گوش آنان به فريادهاى كمك طلبانه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) بدهكار نبود، در اين حالت سيل غم يكى پس از ديگرى ـ غم شكست، غم از دست دادن عزيزان، غم شايعه كشته شدن پيامبر ـ بسان ابر سياه آسمان، قلب آنان را فرا گرفت به گونه اى كه از دست دادن غنايم و رها شدن خود را فراموش كردند قرآن يك چنين چشم انداز مصيبت بار و وحشت زايى را در آيه ياد شده در زير بازگو مى كند، مى فرمايد:
(إِذْ تُصْعِدُونَوَلا تَلْوُونَ عَلى أَحَد وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْريكُمْ فَأَثابَكُمْ غَمّاً بِغَمّ لِكَيْلا تَحْزَنُوا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا ما أَصابَكُمْ وَ اللّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ) [١].
«به ياد آوريد موقعى را كه از كوه بالا مى رفتيد و به ديگران توجه نمى كرديد و پيامبر شما را از پشت سر صدا مى كرد، سپس اندوهها يكى پس از ديگرى شما را فرا گرفت، تا به خاطر از دست رفتن غنايم و صدماتى كه بر شما وارد شده است، غمگين مباشيد خدا از آنچه كه انجام مى دهيد آگاه است».
دقّت در جمله هاى اين آيه يادآور يك رشته حوادث ناگوارى است كه در دفاع مقدس «احد» رخ داد اينك به صورت فشرده به آنها اشاره مى شود:
١ـ(إِذْ تُصْعِدُونَوَلا تَلْوُونَ عَلى أَحَد) اشاره به فرار آنان از ميدان نبرد، فرارى
[١] سوره آل عمران، آيه ١٥٣.