منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٦
گواه بر اين است كه وعيد وتهديد مانع از عفو واغماض نيست و كيفر دادن به دشمن حقّ خدا است كه مى تواند از آن بگذرد.
درا خرين آيه هاى مربوط به غزوه احزاب مجموع بحثهاى پيشين را در دو كلمه خلاصه مى كند:
١ـ ناكام ماندن دشمن.
٢ـ پيروزى در سايه عنايت خدا.
وهر دو حقيقت به روشنى در آخرين آيه وارد شده است چنانكه مى فرمايد:
(وَرَدّ اللّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيراً وَ كَفَى اللّهُ الْمُؤْمِنينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللّهُ قَوِيّاً عَزِيزاً) [١].
«خداوند گروه كافر را در حالى كه مملو از غيط و خشم بودند، بازگردانيد بدون اينكه به نتيجه اى برسند و در اين مورد خداوند مؤمنان را از جنگ بى نياز ساخت خداوند نيرومند و مقتدر است».
جمله(لَمْ يَنالُوا خَيراً) اشاره به ناكامى دشمن است كه هيچ نتيجه اى نگرفت.
(وَ كَفَى اللّهُ الْمُؤْمِنينَ الْقِتالَ) اشاره به اين است كه عوامل غيبى الهى، موجب رفع غائله گرديد و مؤمنان وارد معركه نشدند و كشته اى ندادند وخسارتى نديدند.
جمع بندى رويداد احزاب
١ـ در اين نبرد، قواى كفر، با تمام قدرت، اسلام جوان را تهديد و مورد هجوم قرار داد و قبايلى كه چه بسا روابط آنان با يكديگر حسنه نبود، در اين مورد اختلافات
[١] سوره احزاب، آيه٢٥.