منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٩
در جهان بينى نخست(منافق) سخن گفتن از جهاد و ايثار، نواختن ناقوس فنا و نابودى است در چنين افرادى، فرمان جهاد و فرمان يورش به دشمن، مايه تشويش و اضطراب است تو گويى مى خواهند قالب تهى كنند، در حالى كه در جهان بينى دوّم سخن گفتن از شهادت شيرين تر از شهد و لذيذتر از هر چيزى است قرآن در آيه ياد شده در زير وضع منافق را چنين تشريح مى كند:
( أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَة حِداد أَشِحَّةً عَلى الْخَيْرِ أُولئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللّهُ أَعْمالَهُمْ وَ كانَ ذلِكَ عَلى اللّهِ يَسِيراً) [١].
« هر چيزى را از شما دريغ مى دارند هنگامى كه لحظات ترس (جهاد در راه خدا) پيش آمد به تو (پيامبر) مى نگرند و ديدگان آنان بسان افراد محتضر در حدقه مى گردد وقتى ترس و حالت بحرانى به پايان رسيد زبانهاى تند و تيز خود را به سويشما مى گشايند و با حرص و طمع بر مال، سهم خود را مى خواهند آنان ايماننياورده اند خداوند اعمال آنان را حبط و نابود كرده و اين كار بر خدا آسان است».
گروه فرصت طلب پيوسته در همين مرز گام بر مى دارند در موقع سختى زير بار نمى روند و گرهى از كار نمى گشايند وجز به فكر خويش در فكر كار و شخص ديگرى نمى باشند وپس از رفع مشكلات از خود قهرمان مى تراشند و سهم عظيمى مى طلبند.
قرآن در آيه پيش منافق را با اين ويژگيها توصيف مى كند:
١ـ (تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ): «به هنگام نواخته شدن زنگ خطر حالت احتضار به آنان دست مى دهد گويى مى خواهند قالب تهى كنند».
[١] سوره احزاب، آيه١٩.