منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧١
١ـ پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) به هيچ شريعتى عمل نمى كرد
نظريه ياد شده را به ابى الحسين بصرى نسبت مى دهند.ولى تاريخ زندگى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) آن را تكذيب مى كند، زيرا او پيش از بعثت، در «حراء» به اعتكاف مى پرداخت حتّى وحى الهى موقعى بر او فرود آمد كه وى در خلوتگاه دائمى خود معتكف بود، آيا عبادت ممتّد او مى تواند، بدون پيروى از شريعتى انجام گيرد؟
گذشته بر اين، او پيش از بعثت بيست بار در مراسم حج شركت داشته است[١] ومراسم حج عبادتى است كه براى خود ملاك مشخص ولازم دارد.
درست است كه خِرد در يك رشته از امور دليل وراهنماى انسان است و او در پرتو خرد برخى از زيبائيها وزشتيها را درك مى كرده، و بر انجام وترك آنها از عقل فرمان مى برده، ولى هرگز ادراكات عقلى همه جهات زندگى انسانى را روشن نمى سازد.
پيامبر در بخشى از عمر خود، بازرگانى مى كرده، وبراى «خديجه» تجارت مى نموده وتجارت براى خود احكام حلال وحرامى دارد، آيا مى توان گفت كه در طول كار بازرگانى حلال وحرام در نظر او يكسان بود.
زندگى فردى و اجتماعى مردم مكه و حومه آن آميخته با قمار و شراب بود در صورتى كه پيامبر گرد اين امور نگرديده وبه تقوى وپرهيزگارى معروف بوده است، ناچار در اين ميان هادى و راهنما و اسوه والگويى در اختيار داشته است بنابر اين نظريه «ابى الحسين بصرى» با زندگى او سازگار نمى باشد.
آرى احمد حنبل در مسند خود از «سعيد بن زيد» حديثى را نقل كرده كه در آن حديث، راوى براى پدر خود فضيلتى را ادعا كرده كه پيامبر فاقد آن بوده است از اين جهت نمى توان آن را صحيح دانست.
وى مى گويد:پيامبر با زيد بن حارثه سفره اى پهن كرده ومشغول خوردن غذا
[١] وسائل الشيعه، ج٨، باب ٤٥ «باب تكرار حج و عمره»، ص ٨٧; بحار الأنوار، ج١١، ص ٢٨٠.