منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٠
وبرانگيختگى شما نوشته شده باشد)».
قرآن در پاسخ اين درخواستها جمله بس نغز وكوتاهى بيان مى فرمايد:
(قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إِلاّ بَشَراً رَسُولاً): [١] «پيراسته است پروردگارم، من بشر پيام آورى بيش نيستم!».
تشريح وتوضيح اين جمله كوتاه در گرو اين است كه تك تك درخواستهاى آنان مورد بررسى قرار گيرد تا عناد ولجاج آنها آشكارا ثابت وروشن شود، هدف از اين پيشنهادها ودرخواستها عشق به ايمان وحقيقت يابى نبوده است، هدف اين بود كه در مقابل دعوت رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) عذرى بتراشند، وبراى نگرويدن خود بهانه اى بياورند وگرنه طالب حقيقت، هرگز به فرد مصلح نمى گويد اگر راست مى گوئى ما را به دار آويز ويا به تعبير مشركان:«سنگهاى آسمان را بر سر ما بكوب وما را نابود ساز!» پيامبر براى اصلاح وتربيت منحرفان وكج انديشان اعزام شده است نه براى اعدام ونابود كردن آنان! چنين درخواستى جز اظهار عناد، انگيزه ديگرى نداشت.
براى روشن شدن پايه عناد ولجاج اين گروه، ما بايد هر يك از اين پيشنهادها را مستقلاً مورد بررسى قرار دهيم؟
الف: درخواست نخست كه جمله (حَتّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الأَرْضِ يَنْبُوعاً) بيانگر آن است، دو احتمال دارد:
١ـ زمين را به خاطر درخواست ما بشكافى. ٢ـ زمين را براى انتفاع ما بشكافى وچشمه اى در آن جارى سازى هدف اين بود كه يا پيامبر فرد ثروتمندى گردد يا اين كه آنان داراى چنين نعمتى باشند، فرض نخست نشانه نبوت وصدق گفتار نيست، فرض دوّم هم بر خلاف سنّت خدا است. سنّت الهى اين است كه مردم از طريق كار وتلاش به مواهب دست پيدا كنند نه از طريق غيب(مگر در صورت ضرورت واجبار).
[١] سوره اسراء، آيه هاى ٩٠ـ ٩٣.