منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٦
نداشتند. اگر بار ديگر مردم مدينه، مورد هجوم قرار مى گرفتند و از منافقان خواسته مى شد كه به آيين شرك باز گردند، به سوى آنان كشيده مى شدند و جز اندك زمانى درنگ نمى كردند.آنان قبلاً نيز با خدا عهد بسته بودند كه پشت به دشمن نكنند و از عهد خدا سؤال مى شود».
٢ـ «بگو فرار از مرگ يا قتل به حال شما سودى نمى بخشد و جز ايام كمى از زندگى بهره اى نخواهند گرفت».
٣ـ «بگو كيست كه شما را از مصيبت كه خدا بخواهد، حفظ كند، و از رحمت او كه بخواهد، مانع گردد آنان براى خويشتن جز خدا، سرپرست و يار و ياورى پيدا نمى كنند.«خداوند از افراد باز دارنده شما وكسانى كه به برادران خود مى گويند نزد ما بياييد (وبه ميدان نبرد نرويد) آگاه است اين گروه سراغ جهاد نمى روند مگر كم (آن هم براى جا زدن خود در صفوف مسلمانان).هنگامى كه لحظات ترس (جهاد در راه خدا) پيش آمد به تو (پيامبر) مى نگرند و ديدگان آنان بسان افراد محتضر در حدقه مى گردد وقتى ترس و حالت بحرانى به پايان رسيد زبانهاى تند و تيز خود را به سوى شما مى گشايند و با حرص و طمع بر مال، سهم خود را مى خواهند آنان ايمان نياورده اند خداوند اعمال آنان را حبط و نابود كرده و اين كار بر خدا آسان است».
٤ـ «اى افراد با ايمان نعمت هاى خدا را بر خود ياد كنيد آنگاه كه سپاه دشمن به سوى شما آمد، ما براى پراكنده ساختن آنها طوفان و سپاهى (فرشتگان) كه نديدند فرستاديم خدا به آنچه انجام دهيد بينا است».
٥ـ «منافقان مى انديشند كه هنوز سپاه احزاب نرفته است و اگر باز گردد، آنها دوست دارند كه در ميان عربهاى باديه نشين پخش گردند در حالى كه از اخبار شما مى پرسند و اگر در ميان شما باشند جز كمى پيكار نمى كنند. در زندگى پيامبر خدا، براى شما الگو و سرمشق خوبى است براى كسانى كه به خدا و روز ديگر اميدوارند(ايمان دارند)