منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧
محدّثان عثمانى كه پيوسته در پايين آوردن مقام على وفرزندان او كوشش مى نمودند، خصوصيات زندگى نياكان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) رابه دست فراموشى سپرده شد زيرا نقل هر نوع رويدادى كه از كرامت وفضيلت اين بيت حكايت مى كرد مايه سرفرازى امام بود از اين جهت، غرض ورزيها ويا خوف وترس سبب شد كه اين بخش از زندگى بيت نبوى به صورت بسيار كم رنگ در تاريخ مطرح گردد و اين مقدار كمى كه نقل گرديده در پرتو الطاف الهى از گزند دشمنان مصون مانده است.
٢ـ ايمان ابوطالب پيش از بعثت
سياست گذاران حكومتهاى وقت، از ترس اينكه مبادا فضيلتى در حقّ امام على(عليه السلام) به نام «ايمان پدر بزرگوار» او به نبوت پيامبر، ثابت گردد، سعى وتلاش نموده اند كه او را يك فرد غير مؤمن قلمداد كنند، واگر يك دهم شواهدى كه بر ايمان ابوطالب در اختيار هست، در باره يك فرد بى طرف وجود داشت، همگان به ايمان او اذعان پيدا مى گردند واو را صحابى عادل، وجانباز وفداكار، معرفى مى نمودند ولى چون اين دلايل انبوه در باره والد اميرمؤمنان على(عليه السلام) است پرده هاى ضخيم تعصب مانع از آن شده است كه سيماى واقع، به نحوى كه هست مشاهده گردد از آنجا كه در باره ايمان او كتابها ورساله هاى فراوان نوشته شده است وما نيز در كتاب «فروغ ابديت» به گونه اى گسترده سخن گفته ايم، از اين جهت در اين مورد به فشرده گويى پرداخته وبه اندكى از دلايل روشن اشاره مى نماييم ومجموع دلايل خود را در باره ايمان او به پيش از بعثت ويا پس از آن در دو بخش مطرح مى كنيم:
الف: يكتا پرستى ابوطالب پيش از بعثت
١ـ توسّل به پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در طلب رحمت
پس از درگذشت عبدالمطلب، كه حفاظت پيامبر بر عهده ابوطالب بود، بار