منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٧
«عقبة بن ابى معيط، و نضر بن حارث» كشته شوند اين دو نفر از افراد پليدى بودند كه از زمان بعثت تا در لحظه اى كه به دام افتادند، از هيچ نوع ايذاء و آزار فروگذارى ننموده بودند و رها كردن آنها بدون شك بازگذاردن دست آنان در شرارتهاى مجدّد بود ودر حقيقت آزاد كردن آنها درست حكم اسير گيرى قبل از «استقرار» و «تحكيم موضع» بود.
كوتاه سخن اينكه: عمل پيامبر خود بيانگر مفاد آيه است و آن اينكه هر اسير خطرناكى كه آزادى او مايه دردسر وبازگشت آشوب به سرزمين اسلامى باشد، نبايد رها كرد، يا بايد در همان حالت اسارت باقى بماند يا ريشه آن قطع گردد و مقصود از «اثخان» و محكم كردن جاى پا اين نيست كه از جانب دشمن به صورت موقت مطمئن گردد، بلكه هرگاه اطمينان موقت به دست آيد. امّا احتمال بازگشت آشوب و شرارت از بين نرود، حكم اين گونه از اسرا، همان حكم قبل از مستقر شدن را دارند كه بايد به گونه اى از شرّ آنها مطمئن گرديد، از آنجا كه در آن زمان امكانات حبس و زندان ممتد وجود نداشت تنها راه براى خاتمه دادن به اين گونه شرارتها همان اعدام آنها بود پيامبر دستور داد كه اين دو اسير جنگى خطرناك كشته شوند.
مؤيّد اين مطلب كه مقصود از «اثخان» معنى وسيعى است روايتى است كه قمّى در تفسير خود در باره شأن نزول آيه نقل مى كند وآن اينكه وقتى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)فرمان به قتل آنان داد، انصار از آن ترسيدند كه ديگر اسرا نيز، به همين نحو به قتل برسند از اين جهت درخواست نمودند كه از قتل ديگران صرف نظر كند و به «فداء» اكتفا ورزد در اين مود آيه (ما كان النّبيّ أن يكون له أسرى)فرود آمد.
آرى پس از استقرار و تحصيل اطمينان، هر نوع اخذ فديه از نظر وحى الهى حلال و طيّب معرفى گرديده چنانكه مى فرمايد:
(فَكُلُوا مِمّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ) [١].
[١] سوره انفال، آيه ٦٩.