منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٠
در آن گام ننهاده بوديد وخداوند بر هرچيزى قادر وتوانا است».
به اين طريق لانه هاى فساد كه در مدينه وحومه آن قرار داشت برچيده شد ولى هنوز ريشه هاى قدرت يهود در سرزمين حجاز وجود داشت زيرا بزرگ ترين دژها را در سرزمين خيبر در اختيار داشتند اكنون بايد ديد وحى الهى در اين مورد چه بيانى دارد.
د: دژ خيبر يا كانون خطر ديگر
با برچيده شدن سه كانون خطر در مدينه وحومه آن، هرچند آرامش نسبى در مدينه پديد آورده ولى كانون خطر ديگرى به نام «خيبر» در شمال مدينه به قوت خود باقى بود، دژ آهنين يهودان خيبر مانع از آن بود كه كسى بر آنها دست يابد وهرگز دور از ذهن نبود كه قريش وغطفان كه با ناكامى وتلخى متفرق شده بودند بار ديگر با تشويق وكمك مالى يهود خيبر، به منطقه بازگردند وآشوبى به راه اندازند.
صلح پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) با قريش در سرزمين «حديبيه» در سال ششم هجرت پس از پايان غائله احزاب فكر او را از جانب جنوب مطمئن ساخت از اين جهت تصميم گرفت كه با ياران رزمنده وفداكار خود متوجه شمال مدينه گردد و اين كانون خطر را بسان سه كانون ديگر برچيده وهمه را خلع سلاح كند، و قلعه خيبر را كه در صدو نود كيلومترى مدينه قرار داشت به نقطه امنى تبديل كند ازاين لحاظ پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) با بهره گيرى از اصل «استتار» با هزار وششصد سرباز كه در ميان آنها دويست سواره نظام به چشم مى خورد راه شمال را در پيش گرفت، و جز افراد معدودى، كسى از هدف او آگاه نبود و غالباً تصوّر مى كردند كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) براى سركوبى قبايل «غطفان» و«فزاره» كه به يارى قريش در جنگ احزاب شتافته بودند راه شمال را در پيش گرفته است، وقتى به بيابان «رجيع» رسيد، محور حركت ستون را به سوى «خيبر» قرار داد، و از اين طريق ارتباط اين دو متحد را از هم گسست، شگفت اين جا است كه با اينكه محاصره خيبر بيست وپنج روز طول كشيد با اين حال قبايل مزبور نتوانستد متحدان خود را يارى نمايند.