منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٥
وحى گردد وآنچه كه بر ديگر پيامبران خدا (وحى) نازل مى گردد بر ما نيز نازل شود[١] چنانكه قرآن مى فرمايد:
(وَإِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللّهِ) (انعام/١٢٤).
«هنگامى كه آيه اى براى آنان بيايد مى گويند ما هرگز ايمان نمى آوريم مگر اينكه همانند چيزى كه به پيامبران خدا داده شده است، به ما هم داده شود».
خدا در انتقاد از اين اعتراض مى فرمايد:
(اَللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذينَ أَجْرَمُوا صَغارٌ عِنْدَ اللّهِ وَ عَذابٌ شَديدٌ بِما كانُوا يَمْكُرُونَ)(انعام/١٢٤).
«خداوند آگاهتر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد; به زودى كسانى كه مرتكب گناه شده اند گرفتار حقارت در پيشگاه خدا وعذاب سخت، در مقابل مكرى كه داشتند، مى شوند».
اين گروه رسالت الهى را يك مقام اجتماعى مى انديشيدند كه براى افاضه آن نه شرائطى را لازم مى دانستند ونه براى آن انگيزه تربيتى معتقد بودند بلكه آن را عامل رقابتهاى كودكانه قبيله اى تلقى مى كردند از اين جهت اصرار مىورزيدند كه در قبيله آنان نيز بسان قبيله عبد مناف، رسالت و رسولى باشد. پاسخ جامع علمى براى چنين اعتراض همان گفتار الهى است كه فرمود:
(اَللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ) «خدا بهتر مى داند رسالت خود را كجا قرار دهد».
٧ـ چرا معجزه اى بسان معجزه موسى ندارد!
عرب مشرك، كم وبيش از طريق احبار يهود از معجزه هاى حضرت موسى
[١] مجمع البيان، ج٢/٣٦١ ط صيدا..