منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٨
٩ـ(وَقالُوا لَولا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُون) (انعام/٨).
ترجمه آيات:
١ـ «چرا اين قرآن بر مرد بزرگى از مكه وطائف نازل نگرديد!؟»
٢ـ «چيزى مانع از ايمان مردم نشد آنگاه كه هدايت به سوى آنان آمد، جز اين كه گفتند آيا خداوند از بشر، پيام آورى برانگيخته است!؟ اگر در روى زمين فرشتگانى (زندگى مى كردند) وبا آرامش گام برمى داشتند، ما از آسمان فرشته اى به عنوان «رسول» براى آنها مى فرستاديم».
٣ـ «و گفتند چه شده است كه اين پيام آور غذا مى خورد ودر بازارها راه مى رود؟!»
٤ـ «هنگامى كه به آنان گفته شود كه به سوى آنچه خدا نازل كرده وبه سوى پيامبر او بشتابيد، مى گويند آيين وروشى كه نياكان خود را بر آن يافتيم براى ماكافى است (بگو) نياكان آنان چيزى نمى دانستند وهدايت نيافته بودند».
٥ـ «در شگفت فرو رفتند كه بيم دهى از خود آنان آمده است، كافران گفتند اين (شخص)جادوگر ودروغگو است، آيا خدايان متعدد را يك خدا قرار داده است؟ اين كار مايه عجب است».
٦ـ «اگر ما در زمين گم شديم(اجزاى بدن ما در اطراف زمين پخش گرديد) ما آفرينش نوى خواهيم داشت؟».
٧ـ «هنگامى كه آيه اى براى آنان بيايد مى گويند ما هرگز ايمان نمى آوريم مگر اينكه همانند چيزى كه به پيامبران خدا داده شده است، به ما هم داده شود».
٨ـ «انگاه كه حق از سوى ما به سوى آنان آمد، گفتندچرا به او چيزى كه به موسى داده شد، داده نشده است آيا اين مردم از اين پيش به موسى هم كافر نشدند؟و گفتند: موسى وهارون هر دو ساحرند و دست به