منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٩
تو از ذى القرنين مى پرسند بگو به زودى از زندگى او گزارش مى دهم».
پرسش سوّم در سوره اسراء چنين آمده است:
(وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاّ قَليلاً):«از تو در باره روح(روح الأمين ـ جبرئيل) سؤال مى نمايند، بگو او مأمور پروردگارم هست، وبه شما دانش كمى داده شده است».[١]
معروف در كتابهاى سيره وتفسير اين است كه احبار يهود، همان سه سؤال مذكور را پيشنهاد كردند.
در اينجا جاى يك سؤال باقى است وآن اين كه: اگر مجموع پرسشهاى يهود همان سه پرسش باشد پس چرا پاسخ برخى در سوره كهف وبرخى ديگر در سوره اسراء آمده است، در صورتى كه مناسب اين بود كه پاسخ هر سه در يك سوره وارد گردد، مگر اينكه براى اين وجهى باشد كه ما محتملاً از آن آگاه نيستيم.
در روايات شيعه وارد شده كه سؤال سوّم آنها مربوط به مسافرت موسى با يوشع بود كه سرگذشت آن در همان سوره كهف ضمن آيه هاى ٦٠ـ ٨٢ وارد شده است ونخستين آيه مربوط به اين داستان چنين است:
(وَإِذْ قالَ مُوسى لِفَتيهُ لا أَبْرَحَ حَتّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَينِ أَو أَمْضِيَ حُقُباً) (كهف آيه٦٠):«وقتى موسى به جوان خود گفت:به سير خود ادامه مى دهم تا به محل تلاقى دو دريا(خليج عقبه ـ خليج سوئز) برسيم هرچند مدّتى طول بكشد».
باز در روايات شيعه پرسش چهارمى نيز وارد شده و آن اين كه از وى، وقت رستاخيز را بپرسند كه آگاهى از آن، مخصوص خدااست واگر مدّعى نبوّت، مدّعى آگاهى از آن شد بدانيد راستگو نيست.
درهرحال پاسخ روشن وگوياى قرآن از هر سه سؤال، دشمن را خلع سلاح
[١] سيره ابن هشام، ج١، ص ٣٠٠.