منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٧
٤ـ ابن كثير در كتاب «البداية والنهاية» روايات فراوانى را گرد آورده كه همگى از ايمان و توحيد والدين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)حكايت مى كند كه ما برخى را نقل مى كنيم:
روزى پيامبر در يكى از خطابه هاى خود چنين گفت:«من محمّد بن عبد اللّه هستم هر موقع مردم دو دسته مى شدند خدا مرا در جانب بهترين آنان قرار مى داد تا اينكه از ابوين خود متولد شدم وهرگز دامنم به پليديهاى جاهليت آلوده نشد و از آدم تا برسد به والدينم، ميوه ازدواج هستم، نه عمل زشت از اين جهت بهترين شما هستم از نظر پدر».[١]
٥ـ عايشه مى گويد:پيامبر از جبرئيل نقل كرد كه او گفت، شرق وغرب را زير ورو كردم، بهتر از «محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)» نديدم. قبيله اى بهتر از بنى هاشم پيدا نكردم، ومقصود از «بهترين» همان ثبات در خطّ توحيد وحفظ سنتهاى ابراهيمى است.
٦ـ شكى نيست كه ابراهيم در باره فرزندان خود چنين دعا كرد:(وَاجْنُبْني وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الأَصْنامَ): «مرا وفرزندانم را از ستايش بتها باز دار».
ودر آ[٢]يه ديگر ابراهيم (عليه السلام) از خدا درخواست كرد كه:«توحيد» را به صورت يك اصل ثابت در نسل او باقى بدارد.و آن را همانند سنت در نسل خود قرار داد. چنانكه مى فرمايد:(وَجَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً في عَقبِهِ) [٣].
دعاى ابراهيم هرچند شعاع گسترده اى دارد ولى نياكان پيامبر قدر مسلّم آن است. اگر دعاى ابراهيم در باره فرزندان خود به هدف اجابت رسيده و توحيد به عنوان يك اصل ثابت در «نسل» او باقى مانده است. قطعاً نياكان پيامبر مصداق مسلّم آن بوده اند.