منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦١
اسير گيرى پيش از تحكيم موقعيت
مسلمان د رجنگ بدر، سعى مى كردند به جاى نابود كردن دشمن، آنها را اسير بگيرند تا از اين طريق بر منافع مادى نبرد دست يابند زيرا اسير در صورت تمايل بستگان در برابر مبلغى به نام «فداء» آزاد مى شد.
ولى اين يك رويه كار بود و رويه ديگر آن چيز ديگر بود و آن اينكه بيم آن مى رفت كه انديشه اسيرگيرى مسلمانان را از هدف اصلى و پيروزى بر دشمن باز دارد زيرا دست يابى بر اسير، وبستن دستهاى او، و انتقال او به پشت جبهه و گماشتن گروهى بر آنها سبب مى شد كه جنگ به نفع دشمن تغيير كند و دشمن زخم خورده با گرد آورى نيروهاى پراكنده خود، مجدداً بر مسلمانان بتازد، و آنها را سركوب واسيران خود را آزاد سازد وآنچه نبايد بشود، رخ بدهد.
از اين جهت وحى الهى فرود آمد كه شايسته هيچ پيامبرى نيست كه پيش از آنكه موضع خود را تحكيم بخشد، و پيروزى كامل به دست آورد، اسير بگيرد شما مسلمانان كه علاقه به گرفتن اسير داريد هدف دنيوى را تعقيب مى كنيد و حال آنكه خدا براى شما خواهان سراى آخرت است چنانكه مى فرمايد:
(ما كانَ لِنَبِىّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُريدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَ اللّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ)[١].
«شأن هيچ پيامبرى نيست كه پيش از آنكه در زمين مستقر گردد (پيروزى كامل بر دشمن پيدا كند) اسير گيرد، شما خواهان كالاى دنيا هستيد خدا خواهان آخرت (براى شما) و او قدرتمند و حكيم است».
لفظ (يثخن) از ماده «ثخن» گرفته شده و معنى لغوى آن «غلظت» است. عرب مايعى را كه غلظت پيدا كند و از جريان بيفتد «ثخين» مى نامد در اين صورت
[١] سوره انفال، آيه ٦٧.