منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٠
ودر حديثى امام صادق (عليه السلام) آن را چنين توضيح مى دهد:
«الأَنفال مالم يُوجَف عليه بخَيل و لا ركاب، أو قوم صالحوا، أو قوم أعطوا بأيديهم، وكلّ أرض خربة، و بطون الأودية، فهو لرسول اللّه و للإمام من بعده يضعه حيث يشاء».[١]
«انفال سرزمينى است كه در طريق استيلاى بر آن نه اسبى تاخته و نه شترى رانده شود يا آن سرزمينى است كه روى آن با دولت اسلامى مصالحه انجام گيرد يا قومى كه آن را ببخشد و نيز انفال زمينهاى خراب و بيابانهاى موات است وهمگى از آن پيامبر و پس از او مربوط به امام پس از او مى باشد كه در هر كجا بخواهد مصرف مى نمايد».
بنابر اين بايد گفت لفظ «انفال» يك معنى بيش ندارد گاهى روى قرائن در مورد «غنايم جنگى» و گاهى در مورد ديگر به كار مى رود و مفسّر يا بيانگر احاديث بايد به هر دو اصطلاح توجه نمايد.
سرانجام غنايم جنگ بدر
اختلاف در باره غنايم سبب شد كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)همه آنها را به «عبد اللّه بن كعب» بسپارد، و پس از نزول آيه (يَسألونك عن الأنفال) در منزلى همه را ميان سپاهيان قسمت كرد، براى هر فردى يك سهم و براى هر اسبى دو سهم، وبراى هشت نفرى كه در جنگ شركت نكرده و به دنبال مأموريت رفته بودند سهمى در نظر گرفت و يك پنجم غنيمت (خمس) را كه متعلّق به خدا و رسول او و نزديكان و يتيمان و بينوايان و درماندگان از خاندان پيامبر است، براى تكثير سهام ميان مجاهدان تقسيم كرد و از يك پنجم غنايم نيز صرف نظر كرد.
[١] وسائل، ج٦، كتاب الخمس، باب ... از ابواب انفال، حديث ١، ص ٣٦٤.