منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٥
سنّت اين است كه «والدين» پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) بر خط توحيد بودند وآنى از آن منحرف نشده اند از آنجا كه تاريخ از زندگانى هر دو كمتر ضبط كرده است ازاين جهت، منكران ايمان آنان كوچك ترين دليلى در دست ندارند، در حالى كه براى اثبات ايمان آنان قرائنى در دست هست كه اينك به ترتيب مى نگاريم:
١ـ روزى «فاطمه خثعمى» خود را بر «عبد اللّه» عرضه كرد او در پاسخ درخواست او دو شعر انشاء كرد كه از پاى بندى او به عفت وپاكدامنى، كاملاً حكايت مى كند وچنين گفت:
أمّا الحرام فالممات دونه *** والحل لا حل فاستبينه
يحمى الكريم عرضه ودينه *** فكيف بالأمر الذي تبغينه[١]
«مرگ بهتر از اجابت به درخواست حرام است، درخواست حلالى وجود ندارد كه در آن بررسى كنم، مرد كريم آبرو ودين خود را حفظ مى كند، تا چه رسد به درخواست تو».
٢ـ پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) در سخنان خود مى فرمود:«لم أزل أنقل من أصلاب الطاهرين إلى أرحام الطاهرات= من پيوسته از صلب پدران طاهر، به رحمهاى مادران پاك منتقل مى شدم».مقصود از طهارت در اين حديث تنها پاكيزگى از اعمال زشت نيست، بلكه معنى وسيعى دارد كه پاكيزگى از شرك وبت پرستى را نيز در بر مى گيرد.[٢]
٣ـ در باره ايمان مادر پيامبر (آمنه) كافى است بدانيم كه او از نبوت فرزند خود كاملاً آگاه بود، در سفرى كه براى ديدن بستگان خود به مدينه رفته بود، وپيامبر را نيز همراه داشت، پيوسته مى ديد كه «احبار» يهود مدينه از نبوت فرزند او خبر مى دهند
[١] سيره حلبى، ج١، ص ٤٦ وغيره.
[٢] سيره زينى دحلان در حاشيه سيره حلبى، ج١، ص ٥٨.